Menu
نویسنده مطلب : آفاق رحمانی

مطلب مورد بحث:

سوگیری هنگام قضاوت درباره قهرمانان


زمانی بود که همه به روشهای مدیریتی به سبک ژاپنی منعطف شده بودند و توجه به این موضوع در باور من، جای اندکی به مسامحه و اهمال کاری اختصاص داده بود. از هر نوع خطایی به شگفتی می افتادم و در زمینه استانداردها دنبال گپ ها، باگ ها و فرصتهایی بودم که باید جابجا می شدند، تغییر می کردند و از بین می رفتند تا امکان خطای حین کار به صفر برسه، کم کم این روند ذهنی در من به کمالگرایی منجر شد که دست و پای برنامه ریزی مبتکرانه را در روند کارم بست ولی با دقت در اصول سود دهی و برآورد سود خالص که در کتابهای مرجع مدیریت ژاپنی توجهم را به خود جلب کرده بود، متوجه شدم اصلا درصدی از سود هر مجموعه توسط همان مدیران به میزان شکست، اهمال کاری و تساهل اختصاص داده شده بود که باید در نظر گرفته میشد یا لااقل من اینجور فهمیده بودم که باید خطا را در برآوردها سهمیه داد ولی مرزی برای میزان این خطاها در نظر گرفت و مرتبا پایش کرد که از حد و حدودش تجاوز نکنه.

سوگیری های ذهنی منو همین محدوده های امکان خطا بهبود بخشید و حتی در زمینه زندگی شخصی متوجه شدم هیچ کسی کامل نیست و باید ظرفیت ها را در زمان سوگیری هایی بر پایه ی آنچه در گذشته شغل و افراد بوقوع پیوسته، در نظر گرفت.

عطف به ما السبق کردن همه امور به خودی خود برای داشتن قدرت ارتباط دهی اونها با حوادثی که قراره در آینده بیافته، شاید واقعا بشه گفت نه خوبه و نه بد، این برداشت ما با توجه به نیازها و توقعات ما است که به این گذشته ها لیبل خوب یا بد میزنه ولی از میان همه آنچه موفقیت و شکست افراد یا مشاغل و دوایر وجود داره، حقایقی یافت میشه که نیاز به بررسی بهتر داره و تخمین تجانس روند قدیمی با شرایط حاضر را ملزم می کنه.

بنا به همون اصل قدیمی که میگه هر چیزی که بشه اندازه اش گرفت، یک متغیره، نمیشه بدون ارزیابی استاندارد و برآورد امکان برد و باخت در نتایج کارکرد این متغیرها در آینده، فقط به سوگیری ها تکیه زد. اما میشه چراغ خطرها و دریچه های امید و نکات مثبتی را از زمینه تند و قوی سوگیری ها استخراج کرد و به اونها در حد کشف کلیدهای احتمالی، توجه نمود.