Menu
نویسنده مطلب : مهدی یوسفی

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تفکر سیستمی


با سلام به همه دوستان هم دوستان سایت متمم که زحمت جمع آوری این مطالب می کشن همه دوستان همکلاسی متمی که وقت گذاشتن نظرات و پروژه هاشون گذاشتن خیلی از پروژه های دوستان را خوندم و اکثرا نکات قشنگی رو مطرح کرده بودن که لیاقت ” آموزنده بودن ” را داشتن.

عنوان پروژه 

” فرض کنید در جامعه‌ای فرضی هستید که می‌خواهید در آن، سیستم آموزشی را از نقطه‌ی صفر، طراحی و اجرا کنید.چه نکاتی را در طراحی دبستان (شش سال اول)‌ لحاظ می‌کنید تا دانش آموزان آن مدرسه، با تفکر سیستمی عجین شده و رشد کنند و مفاهیم و ارزش‌های تفکر سیستمی، در ذهن آنها نهادینه شود.”

مقدمه

در ابتدا سراغ موضوع پروژه می ریم اولین کلمه که بعد فرض کردن سوال بر انگیزه ” جامعه ای فرضی ” هست این جامعه فرضی چه جور جامعه ای هست مشخصات اجتماعی فرهنگی اقتصادی مذهبیش چیه ؟ تفکر سیستمی تو این جامعه چقدر نهادینه شده ؟ ارتباط این جامعه با جامعه دیگه چطوریه؟ یه شهر یا روستا یا یه شهرستان یا استان شایدم یه کشوره ؟ شاید یه هم یه جزیره دور اقتاده و ناشناخته هستش که با هیج جا هم ارتباط نداره

جامعه رو ول کنیم می ریم سراغ کلمه بعد ” سیستم آموزشی” ما چی رو می خواهیم اموزش بدیم اصلا کی می گه و تصمیم می گیره این جامعه با توجه به ویژگی هاش که کمیش تو سوالات بالا بود محتوای اموزشیش چی باشه اصلا ما مختاریم و این حق دولت  اون جامعه به ما داده که در مورد محتوا تصمیم بگیریم چقدر اون جامعه رو می شناسیم نیازهاش می دونیم اصلا نیازی به تفکر سیستمی دارن ؟ یا شاید از ما بهتر بلندن ؟

خوب اینم ول کنیم قرار از دبستان شروع کنیم خوب قبل دبستان سیستم آموزشی چیه مهد کودک پیش دبستانی اونجا چی یاد دانش آموزان می دن اینها هم نباشه خانواده چیا یاد بچه ها می ده عقبشون چیه چه چیزهایی بلدن یا نه فرض کنیم سفید سفید که خیلی سخته حداقل از خوانده و دور بری هاشون یه چیزهایی رو کپی کردن

اصلا اینها رو هم ول می کنیم می ریم سراغ قسمت آخر ” با تفکر سیستمی عجین شده و رشد کنند و مفاهیم و ارزش‌های تفکر سیستمی ” این یعنی چی ؟ این که شعاره ما که از این شعارا تو متمم نداشتیم اینجا که همش صحبت میکرو اکشن بود اینو کجای دلم بزارم ؟

اصلا این شعارم قبول قرار شد تفکر سیستمی رو نهادینه کنیم حالا می ریم رو سوالات کلی

۱٫ نسبت ما  به این  جامعه فرضی چیه ما از خود این جامعه هستیم تو همین سیستم بزرگ شدی یا رشد کردیم بعد فهمیدیم اینجا تفکر سیستمی نهادینه نشده پس داریم نهادینش می کنیم ؟ ( یاد ماهی های تو دریا افتادم که دنبال آب می گردن ) یا جزو این جامعه بودیم رفتیم خارج درس خوندیم اونجا فهمیدیم مشکل جامعه ما نهادینه نشدن تفکر سیستمی هست ؟ شایدم از یه جامعه دیگه داریم می ریم براشون نهادینه کنیم

۲٫ هزینه این سیستم آموزشی رو کی می ده ؟ دولتیه ؟ خیریه هست وابسته به جایی؟ خصوصی و خودش باید خرجش در بیاره ؟

۳٫ بعد این ۶ سال برنامه چیه ؟ این دانش اموزا کجا باید برن ۶ سال بعد کجا باید درس بخونن همکاسی هاشون کی هستن ؟ دانشگاه چی سیستم دانشگاه چیه کنکور داره؟ اصلا دانشگاه رو ول کن جامعه که اینا باید واردش بشن چه جور جایه اینا با کیا سرکار دارن چطور باید زندگی کنن چطور باید پول در بیارن ؟

۴٫ تو این جامعه سیستم اموزشی وجود داشته یا نه ؟ در صورت وجود مشخصات اون چیه

۵٫ خانواده ها مجیورن بچه هاشون بفرستن به سیستم اموزشی ما یا اختیاریه ؟

۶ . ملاک هام برای اینکه بفهمیم تفکر سیستمی تو دانش اموزانمون نهادینه شده چیه ؟ راستی نهادینه شدن یعنی ۱۰۰ درصد یعنی همه و همیشه باید تفکرسیستمی داشته باشن یعنی یه آرمان شهر نهادینه شده تفکر سیستمی ؟ یا ۸۰% هم قبوله

۷٫ ملاک ها معلوم شد چطور اندازه گیری می کنیم این بچه ها که قبل و بعدشون معلوم نیست تا حداقل ۱۸ سالشون نشه (شایدم بیشتر تا ۲۴-۲۵) نرن تو جامعه ما که نمی فهیم چی تربیت کردیم و آموزش دادیم بعد اون موقع سهم ۶ سال اموزشمون رو چطور از قبلش و بعدش متمایز کنیم ؟

من باید اعتراف کنم که تا اینا رو ندونم نمی تونم چنین سیستمی رو بهش فکر کنم چه برسه به طرح و اجراش

حالا فرض می کنم که جواب سوالات بالا رو همش فهمیدیم

اولین کاری که می کنم با توجه به اطلاعات ورودی یه سری آدم متخصص تو زمینه های اموزشی – اجتماعی – سیاسی – فرهنگی – مذهبی که با اون اجتماع آشنا باشن (ترجیحا از خود اون جامعه ) و یه سری متخصص تفکر سیستمی جمع می کنم  ازشون می خواهم که پلان این سیستم آموزش تدوین کنن. اگه تجربه این سیستم  آموزشی تو جامعه دیگه بوده تجارب اون سیستم تا بتونم به عنوان ورودی به این هیات می دم از مشاوره آدمهای تو اون سیستم هم استفاده می کنم.

با تشکر از همه دوستان که وقت گذاشتن حرفهام خوندن