Menu
نویسنده مطلب : امین اله دهقان

مطلب مورد بحث:

اهمیت داستان گویی و داستان سازی در تصمیم گیری تشخیصی


به نام خدا

وقتی این درس را مطالعه کردم یاد کتابی افتادم به نام " الکترونیک بسیار  ساده است!" (اثر: ژ.پ اومیشن). در این کتاب از روش داستان گویی برای بیان مفاهیم الکترونیک  استفاده کرده است. 

فضای داستان در یک کارگاه تعمیرات دستگاههای الکترونیکی اتفاق افتاده بود و دو شخصیت اصلی داشت به نام " مهندس " و " مبتدی". 

 مبتدی شخصی بود که به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده بود و تمام مباحث الکترونیک را  فقط به صورت تئوری یاد گرفته بود و هر کاری که می خواست انجام دهد دارای اشکالات زیادی بود. بنابراین مهندس ایرادات کار را به او گوشزد میکرد و راه حل هایی آمیخته با تجربه را به او پیشنهاد می داد. در واقع این داستان در حالی اتفاق میفتد که اکثر پارامترهایی که در کتابها ثابت فرض می شوند یا نادیده گرفته می شوند در این فضای کاربردی ، همه پارامترها با هم تغییر می کنند. بنابراین تجزیه وتحلیل مدارها نسبتا پیچیده تر است. و تحلیل این پیچیدگی ها با مهندس با تجربه است.

به نظرم این کتاب بر اساس " تجربه‌ای واقعی‌تر از مطالعات دانشگاهی"  نوشته شده بود.