Menu
نویسنده مطلب : علی رئیسی

مطلب مورد بحث:

گرفتار کدامیک هستید: مشکل سیستمی یا مشکل در سیستم؟


طی سال های اخیر وضعیت امنیتی شهر رو به وخامت گذاشته است. انفجارهای پی در پی، دهشت افکنی ها، جرایم جنایی و قانون‌شکنی خواب را از چشمان اهالی شهر ربوده است.

بار ها مساجد، مراکز آموزشی، دانشگاه ها و حتی مراسم خوشی (عروسی) و دیگر مراسم های مذهبی و عنعنوی شهروندان، از طرف دشمن مورد آماج قرار گرفته و صدها تن را بی‌تقصیر به خاک و خون کشانیده است. اما پنداشت مسئولین نهادهای امنیتی و دفاعی از حادثات و حملات هولناک، مشکل در سیستم بوده و تدابیر شان برای رفع مشکل نیز ظاهرا از همین جنس است.

مثلا: هربار که سر اداره‌ یا وزارت‌ خانه‌ای حمله صورت گرفت، اطرافش را دیوار سمنتی (بتنی) کشیدند، هربار که مراسم مذهبی مورد حمله قرار گرفت، دیوار های مساجد و تکیه‌خانه را بالا بردند، هربار که به دانشگاه انتحاری وارد شد، دورش را سیم خاردار گرفتند. و همیشه هم وقتی دست به اقدام زدند، که دیگر کار از کار گذشته بود و ده ها تن جان باخته بودند و صدها فامیل عزادار از دست دادن عزیزان شان.

اگر واقعا انگیزه‌ی مبارزه برای تامین امنیت شهروندان یا حداقل دفاع از جان آنها وجود داشته باشد، و اگر واقع‌بین باشیم، اینجا مشکل در سیستم نیست! بلکه مشکل سیستمیک است و با راه حل های چون ابراز همدردی و یا هم اقدامات دیرهنگام حل شدنی نیست. می‌شود همان؛ نوش‌ دارو بعد مرگ سهراب!

ما بدبختانه گرفتار مشکل سیستمی هستیم. آن هم از بدترین نوع ممکن‌اش…

مشکل سیستمی راه حل سیستمی می‌طلبد. درین مورد، فعالیت های استخباراتی قوی و موثر، نظارت جدی و سختگیرانه در دروازه های اصلی و فرعی شهر جهت جلوگیری از وارد شدن مواد منفجره به داخل شهر، پوشش امنیتی قوی ساحات تجمعات و گردهمایی های شهروندان و هرفعالیت دیگری که منجر به پیش‌گیری و خنثی نمودن توطئه های دشمن گردد و کمک کند تا ثبات امنیتی فراهم شود، می تواند راه حل سیستمی برای مشکل سیستمی‌ پیش آمده باشد.

 

پی نوشت: شهر موصوف، شهر زیبا، اما مجروح و ماتم‌دیده‌ی کابل پایتخت کشورم می‌باشد.