Menu
نویسنده مطلب : شهریار ناصح

مطلب مورد بحث:

تماس تلفنی | نکاتی برای موفقیت در گفتگوی تلفنی و صحبت با مشتری


چند موردی که من بکار برده ام و برایم مفید بوده این ها بودند:

۱- قبل از تماس چند قدم راه برویم، کمک به شادابی هنگام تماس می کند

۲- اگر یادداشت یا اطلاعاتی از فرد از قبل وجود دارد، آن ها را قبل از تماس نگاه کنیم و ذهنمان در فضای مکالمات قبلی باشد

۳- اگر معرفی محصول نیاز به مثال دارد، قبل از تماس، مثال مرتبط با حرفه خود شخص را در ذهن طراحی کنیم، اینکه اولین مثالی که افراد می شنوند به خودشان مربوط است حس بهتری دارد و حداقل احساس احترام به شخص منتقل می شود که این تماس برای من گرفته شده و یک متن آماده نبوده

۴- برای اجازه ادامه تماس عبارت « الان فرصت مناسبی برای شما هست؟» به خصوص در تماس هایی که خودمان هم برآوردی نداریم که چقدر می تواند طول بکشد (گاهی با ۵ دقیقه کار تمام می شود و گاهی هم نیم ساعت طول می کشد)

۵- شناختن چند نفر افراد سرشناس حیطه فعالیت یا محل و شهر طرف مقابل خیلی به حس آشنایی کمک می کند یا حتی یک مکان دیدنی آن شهر که بین بازدیدکنندگان معروف است ( مثلاً من خودم برای دوستان اصفهانی از عبارت الان زاینده رود آب داره یا نه استفاده می کنم )

۶- انتخاب نکردن شنبه اول وقت و چهارشنبه آخر وقت برای تماس با کارکنان یک سازمان ( افراد در این زمان ها بیشتر در فضای شخصی یا personal space هستند و معمولاً از تماسی که از آن ها فرو رفتن در فضای نقش را می طلبد خیلی استقبال نمی کنند )

۷- درباره زبان بدن خودمان هنگامی که تماس می گیریم این امر که تلفن را چطور گرفته ایم هم برای من موثر بوده (زمانی که خیلی محکم و جدی تلفن را گرفته ام بهتر از زمانی نتیجه گرفتم تا زمانی که گوشی تلفن را شل گرفته بودم)

۸- اگر بتوانیم تماس اول را کوتاه برگزار کنیم و توضیحات تکمیلی را برای تماس تکمیلی بگذاریم با زمانی که خود مخاطب اعلام می کند، در نتیجه ای که معمولاً می دهد خیلی اثر مثبت دارد ( به خصوص در تماس هایی که قصد فروش محصولی نه چندان ارزان را دارد )

۹- اگر امکان این وجود داشته باشد فضایی که ما تماس را می گیریم از باقی بخش ها جدا باشد معمولاً نتیجه بهتر است چون اولاً صدای همکاران حواس ما را در تماس پرت نمی کند و دوماً ما نیاز نیست نگران این باشیم که با هیجان صحبت کردنمان حواس همکاران را پرت خواهد کرد

۱۰- من همیشه بعد از استفاده از نام مخاطب از کلمه «عزیز» استفاده می کنم ( مثلاً سلام بر شهریار ناصح عزیز ) نمی دانم این عبارت حس خوبی به مخاطب می دهد یا نه ولی برای خودم یک فضای صمیمی تر در مکالمه ایجاد می کند و کمک می کند که لحن و زبان بدن بهتری داشته باشم و آن لبخند معروف پشت تلفن که شنیده می شود، حتی  اگر هیچگاه دیده نشود را بیشتر از ته دل بزنم (به خصوص در روزهایی که شاید اتفاقی افتاده که خیلی با روحیه عالی تماس شروع نشده است)

۱۱- در زمان اتمام تماس عبارت « خیلی از هم صحبتی با شما خوشوقت شدم» به خود من حس خوبی می دهد و احساس می کنم احترام این عبارت برای مخاطب هم دلپذیر بوده است

 

این موارد تجربیات شخصی من هستند و ممکن است برای خیلی از دوستان متفاوت باشند ولی امیدوارم این تجربیات به دوستان کمک کند حتی اگر شده یک تماس موفق بیشتر از پیش داشته باشند.