Menu
نویسنده مطلب : زینب الف

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تصمیم گیری


سالها قبل با آقایی نامزد شدم که از آشناها بود. اما بعد از مدت کوتاهی، چون فهمیدم که زندگی موفقی نخواهیم داشت، رابطه رو قطع کردیم. این اتفاق حالا دیگه اینقدر در زندگیم دوره که حتی به سختی یادم میاد که چنین اتفاقی افتاده. اما همون وقت و تا مدتی نه چندان کوتاه، آسیب های زیاد روحی رو تحمل کردم.
زینب جان، این آقایی که روبروی تو نشسته، می تونه مرد آینده زندگی تو باشه یا نباشه. اما این بودن و نبودن مسئله مهمیه که می تونه زندگی تو رو به شدت تحت تاثیر قرار بده. پس قبل از هر چیز نترس! نترس از اینکه جواب منفی بدی و خانواده اش به خاطر آشنایی خانوادگی از این جواب منفی ناراحت بشن. نترس از اینکه مردی رو از دست بدی که موقعیت خانوادگی خوبی داره و شاید دیگرانی که در آینده باهاشون آشنایی پیدا می کنی معلوم نیست که این شرط رو داشته باشند، که اصلا این مسئله شاید چندان هم اهمیت نداشته باشه. نترس از اینکه حالا ازدواج نکنی و مدت طولانی تری تنهایی رو متحمل بشی. نترس از اینکه این ازدواج رو قبول کنی و از مادر و پدرت دور بشی. تو حالا باید یک تصمیم بگیری اما این تصمیم باید فارغ از ترس های بی موردت باشه! ( فوبیای تصمیم گیری)
اصلا قبل از هر پاسخی، باید به این سوالات جواب بدی. صورت مسئله چیه؟ ازدواج کردن با آقای م.؟ ازدواج کردن یا نکردن؟ هر کدوم از این سوالات می تونه گستردگی مسئله رو تغییربده. آیا تو قبلا به این فکر کردی که آمادگی ازدواج داری یا نه؟ شرایطت رو در نظر گرفتی؟ اولویت هات رو تعیین کردی؟ می دونی از زندگی چی می خوای؟ اینها رو تعیین کردی و می خواهی ببینی که این فرد با معیارهای تو سازگار هستند یا نه؟ یا اینکه هنوز نتوانستی جواب سوال های قبل رو بدی؟ یا حتی بهشون فکر نکردی؟ افق زمانی ت رو تعیین کردی؟ داری به دوران شیرین نامزدی فکر می کنی؟ یا اوایل ازدواج؟ به سال هایی که ممکنه دارای فرزند بشین فکر کردی؟ به روزهای جوانی، میانسالی و پیری هم فکر می کنی و نقشه هایی برای اون سال هات داری؟ یا برای بعدا همون وقت فکر می کنی؟
بیا و در حل این مسئله خلاقیت به خرج بده. نخواه که به یک جواب خاص برسی ( واگرایی). بشین و اولویت هات رو مشخص کن. بعد با این آقا خوب حرف بزن. بعد بهش توی هر کدوم از معیارهایی که نوشتی نمره بده. معیارهای مهم رو با حساسیت بررسی کن. فکر نکن اگر میانگین امتیازهایی که آورده مناسبه، در حالیکه نمره چندان خوبی در یکی از اولویت هات نیاورده، باید انتخاب بشه. هیچ باید و نبایدی در کار نیست. همه چیز دست تو ست. معیار تو و خواسته های تو ست. پس با این فرد منعطف رفتار کن، نه ثابت. معیارهایت شخصی باشند، نه براساس لیست دیگران و نظرات دیگران و نوشته های عمومی سایت های اینترنتی.
این تصمیم مهمه. در صورتی که اشتباه کنی، شاید بتونی تصمیمت رو پس بگیری اما به قیمت آسیب هایی که به خودت و اطرافیانت می رسونی و دل هایی که شکسته می شن. پس سیستم ۲ مغز رو دخالت بده. آنی تصمیم نگیر.
 
مراقب باش که مغز یک سری خطاهای شناختی هم داره. برای همین می گم که کمی مسیر گفتگو رو طولانی کن. چون ذهن ممکنه به اولین تصویری که از اون فرد در ذهن می سازه اعتماد کنه. تو با طولانی شدن گفتگو اجازه بده که مغز بر خطاهای شناختی فائق بیاد. مراقب اطلاعاتی که از خودش به تو میده و شناختی که می خواد به تو بده باش. می دونم دوست داری تایید بشی ، اما خانواده و مدرک تحصیلی و پول، چیزهاییه که ممکنه مورد تایید خودت، مغز و دیگران باشه اما به من بگو که ربطش به ازدواج چیه؟ درباره این مسائل خوب فکر کن. دیر نمیشه. همه صبر می کنند تا تو تصمیم درست رو بگیری. پس تحت تاثیر دیگران عجله نکن.