Menu
نویسنده مطلب : امیر شاهرخی

مطلب مورد بحث:

مخترع کیست؟


از لحظه‌ای که متولد می‌شویم عقاید، باورها، نظرات و دانسته‌ها از طریق انسان‌ها و محیط اطراف ما به ما القا می‌شود. برخی از این باورها و نظرات آن‌چنان در درون ما ریشه دوانده که بسیاری از ما هرگز امکان غلط بودن آن‌ها به ذهنمان خطور نمی‌کند و بدون این‌که حتی دنبال چرایی آن‌ها بگردیم و یا درستی آنها را بررسی کرده و به چالش بکشیم، آن‌ها را به‌عنوان بدیهیات پذیرفته‌ایم. این بدیهیات محدوده وسیعی شامل اعتقادات، نظرات، تعصبات، ارزش‌ها و حتی بسیاری از آموزش‌های آکادمیک می‌شود.

شخصا زمانی فردی بودم که سعی می‌کردم کاملا در چارچوب آن‌چه مستقیم و غیرمستقیم آموخته‌ام، قرار گیرم: عرف‌های خانوادگی، عرف‌های اجتماعی، عرف‌های فرهنگی، رسم‌های ملی، آموزش‌های مدرسه و دانشگاه و … . اما الان دیگر حتی به‌خاطر نمی‌آورم که از چه زمانی شروع به بررسی، به چالش کشیدن و شکستن خیلی از این چارچوب‌ها کردم.

البته این بدان معنی نیست که بخواهم هر چارچوبی در گذشته بوده و هر آن‌چه می‌دانم را نفی کنم. ولی در مقابل لازم می‌دانم حداقل برای هر کاری که انجام می‌دهم دنبال منطق باشم و به لحاظ عقلی دلیلی برای آن داشته باشم، چه در چارچوب دانسته‌های قبلی، باورها و عرف‌ها بگنجد، چه نه.

در مجموع معتقدم چند دام بالقوه برای هر انسانی می‌تواند وجود داشته باشد که باید مراقبشان باشد:

– یکی از این دام‌ها ترس از تغییر است که بطور پیش‌فرض سبب مقاومت در مقابل هر تغییری هر چند درست و لازم می‌شود.

– دام دیگر ترس از تفاوت و عدم پذیرش تفاوت‌ها است که سبب می‌شود که از هر کس و هر چیز که متفاوت و برایمان ناآشنا است دوری کنیم و دورمان را با اشخاص و اشیایی پر کنیم که شبیه ما و برایمان آشنا هستند. در حالی‌که برای اصلاح دانسته‌ها بیش از هر چیز نیاز به تعامل و ارتباط با انسان‌های متفاوت از خود و فضاهای جدید داریم.

– و در نهایت یکی از بزرگترین دام‌ها احساسات کنترل نشده است که بجای آن‌که در کنترل عقل باشند گاهی مسلط بر عقل می‌شوند و منجر به تصمیماتی می‌شوند که دیر یا زود منجر به پشیمانی خواهند شد.

با دوری از این دام‌ها همیشه هم می‌توان از مزیت دانسته‌ها، نظرات و حتی باورهای فعلی بهره برد و هم می‌توان آماده تغییر و اصلاح و حتی کنار گذاشتن دانسته‌های قبلی برای پرورش خلاقیت و نوآوری و خلق ایده‌ها و روش‌های جدید بود.