Menu
نویسنده مطلب : سارا عشقی

مطلب مورد بحث:

نقاط اهرمی، نقاط کلیدی و نقاط مرزی در سیستمها


من سعی کردم مثالهایی را برای خودم تحلیل کنم که روزمره باهاشون سر و کار دارم:
مثال ۱-به نظر من نقطه کلیدی سیستم درمان دانشگاههای علوم پزشکی کشور، مراجعین و بیماران بیمارستانهای تابعه و به دنبال آن رضایتمندی آنها از سیستم درمانی است. چون تمام مجموعه با هدف درمان بیماران و رضایتمندی آنها از نحوه درمان شکل گرفته است.
نقاط مرزی می تواند از نگهبان شروع شده و تا کادر درمانی (پرستاران، پزشکان، پیراپزشکان و…) در بیمارستانها متغیر باشد و در خود معاونتها هم معاون درمان و حتی هریک از کارشناسان ستادی میتوانند دربرخورد با ارباب رجوع نقطه مرزی به حساب بیایند. از طرفی خود معاونین درمان نقطه مرزی محسوب میشوند برای معاونین دیگر همان دانشگاه و همچنین معاونین دانشگاههای دیگر در ارائه وضعیت درمانی جمعیت تحت پوشش خود . روسای اداره ها هم نقطه مرزی هستند بین معاون و کارشناسان یا پرسنل که در رضایت شغلی آنها بسیار موثر می باشد.
یکی از نقاط اهرمی که در این چند سال در سیستم درمانی گنجانده شده و هنوز در حال اجراست؛ طرح تحول سلامت است که بخشهای مختلفی دارد و باعث رضایتمندی و افزایش مراجعین به بیمارستانهای دولتی و همچنین حمایت از قشر ضعیف شده است.
یکی دیگر از نقاط اهرمی که بیمارستانهای خصوصی بیشتر از آن بهره می گیرند . ظاهر بنای مرکز ومحوطه داخلی آن تا نوع پوشش کادر بیمارستان می باشد؛ خیلی از مردم با دیدن ظاهر خوب آنها و (البته خلوت بودن) اعتماد بیشتری به انها می کنند و اگر مشکلی در هزینه ها نداشته باشند ترجیح میدهند به مراکز خصوصی مراجعه کنند.
مثال ۲-اگر امورات یک اپارتمان را یک سیستم درنظر بگیریم. در اولین برخورد سرایدار (و خود مدیر و هر کدام از ساکنین ) عضو مرزی محسوب میشوند. نحوه مدیریت و رفتار متفاوت هر مدیر ساختمان میتواند یک نقطه اهرمی باشه برای تسهیل در انجام امور مربوط به ساختمان و حل مشکلات ساکنین. نقطه کلیدی آن هم رضایت مندی ساکنین از سکونت در آن اپارتمان .