Menu
نویسنده مطلب : محسن پژمانیار

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس استعدادیابی مقدماتی


با سلام

استعدادهایی که دارم و موارد کاربرد و پرورش آنها:

تجسم فضایی: در درس نقشه کشی صنعتی این استعداد کمک شایانی به من میکرد و بصورت کامل ابعاد مختلف سه بعدی جسم را تجسم کرده و آن را به نقشه های دوبعدی تبدیل میکردم. جالب اینجا بود که افرادی که این توان را نداشتند به سختی این درس را پاس میکردند در صورتی که این درس نقطه قوت من در کارنامه بود. پس از آن در محیطهای کارگاهی ساخت قطعات، که مشغول بکار شدم، به راحتی می توانستم نقشه خوانی کنم. در زندگی نیز در هنگام سفر اگر قرار بر این باشد که من خرید وعده غذایی را به عهده بگیرم تمام مراحل آماده شدن غذا را در ذهن متصور میشوم و تقریبا هیچ چیز از قلم نمی افتد.

این استعداد را در کار کم استفاده میکنم و احساس می کنم جای پرورش دارد.

توانمندی استقرا: از این استعداد در معاشرت با افراد استفاده میکنم. بدین صورت که از نظر من برخی افراد دارای خصوصیات مشترکی هستند که می توان آنها را در یک گروه گنجاند و در برخوردهای اولیه می توانم تشخیص دهم که فرد در چه گروهی می باشد یا اینکه در گروه خاصی نمی باشد. لذا افرادی را که گروه بندی دارند به راحتی میتوانم نیازهای رفتاریشان را شناسایی کنم و در برخورد با آنها از رفتار و گفتاری مناسب استفاده کنم. این نوع برخورد در محل کار من هم مفید است و بعد از مدت کوتاهی می توانم قلق مدیر بالاسری خود را بدست بیاورم تا بهره وری بالاتری را از دید او داشته باشم.

از این استعداد زیاد استفاده میکنم. یکی از علایق من تئاتر است و خیلی از مواقع از تئاتری که میبینم دستاوردی برای زندگی خود کسب می کنم.

توانایی در استدلال تحلیلی: براحتی می توانم یک سفر طولانی را برای چندین نفر برنامه ریزی کنم ، تمام جوانب را بسنجم، شکست کار را در ذهن انجام دهم، تقسیم کار کنم و منابع مورد نیاز را تهیه نمایم. خوشبختانه کار من نیز با این استعداد همراستاست. من کار برنامه ریزی و کنترل پروژه انجام می دهم و تمام موارد ذکر شده در بالا برای برنامه ریزی پروژه نیاز می باشد.

به دلیل نوع شغلم این استعداد را زیاد استفاده میکنم.

توانایی کار با اعداد: در مغازه ای که اجناس آن با تخفیف ارائه می شود بدون استفاده از ماشین حساب مبلغ نهایی اجناس را در کمتر از ۱۰ ثانیه محاسبه میکنم. به حل جدول سودوکو علاقه دارم. یکی از کارهای من در شرکت تهیه گزارشات حساس مدیریتی است که اغلب از اعداد در جاهای مختلف گزارش استفاده می شود و این اعداد باید با هم همخوانی داشته باشند و هیچ تناقضی دیده نشود، در تهیه این گزارشات بدون نقص، سرعت بالایی دارم. البته در کل در فرآیند برنامه ریزی با اعداد زیاد سرو کار دارم به همین دلیل اعداد را به خوبی میشناسم. در خصوص حافظه عددی اگر لزومی به حفظ کردن عددی داشته باشم برایم آسان است.

اعداد جزء جدا نشدنی ذهن من هستند لذا پرورش این استعداد در من بخوبی انجام شده است.

تشخیص و تفکیک رنگها: امروز پس از تست پیشنهادی متمم متوجه شدم در این زمینه نیز مستعدم. با کمک همسرم که طراح و گرافیست است از ارتباط رنگها اطلاعات خوبی کسب کردم و طبق بازخورد او مثلا در انتخاب رنگ و ست کردن لباس خیلی بهتر عمل میکنم :)  اما بدلیل اینکه در کارم زیاد با مقوله رنگ سروکار ندارم و انتخاب رنگها در زندگی و دکور خانه بیشتر به عهده همسرم است این استعداد در من پرورش نیافته است.

تسلط بر انگشتان: در تایپ کردن نسبتا سریع هستم و کارم را راه می اندازد. در صورت نیاز به انجام برخی تعمیرات در منزل از ابزار بخوبی استفاده میکنم و در صورتی که ابزار اصلی در دسترس نباشد سعی میکنم با ابزاری دیگر، نبود آن را جبران کنم.

در خصوص این استعداد نیز فکر میکنم به پرورش بیشتری نیاز دارد.

استعداد موسیقی و تشخیص صدا: حافظه تن صدای من خوب است ولی متاسفانه بیشتر در زمینه تقلید صدای افراد از آن استفاده کرده ام :) و در صحبت کردن معمولی خود دقت بالایی در تن صدا ندارم و برخی اوقات چهره مخاطب خود را بعد از بیان جمله ای، به شکل علامت سوال حس کردم و متوجه شدم که منظور را نرسانده ام و یا فرد احساس میکند من خسته ام و حوصله صحبت کردن ندارم. بنابراین باید پرورشش دهم و در موارد مناسبتری از آن استفاده کنم.

در توانایی تفکیک فرکانس از پشت تلفن می توانم تا حد خوبی احساس طرفم را تشخیص بدهم و این امر مرا در برخورد با افراد  زیر مجموعه و رئیسم کمک میکند و در مواقع مناسب و مطلوب، درخواستهای شفاهی خود را مطرح میکنم. البته در این زمینه نیز می توانم قویتر شوم.

ریتم خوب یک موسیقی و سخنران من را جذب میکند و ریتم بد را پس میزنم. اما خود در استفاده از حافظه ریتم در صحبت کردن و سخنرانی فکر میکنم تنبلی کرده ام و باید بیشتر پرورشش دهم.

استعدادهای ضعیف من، فعالیتهایی که انجام ندادم و آنهایی که مجبور به انجامشان شدم:

لبریز از ایده: دوست دارم که این استعداد را داشته باشم. مدتی که سرپرست بخش آموزش شرکتی بودم فردی را در گروه خود داشتم که ایده های خلاقانه خوبی برای بخش آموزش داشت و او را مسئول این کار کردم.

در شرکتی مسئولیت انتخاب نام شرکتی که قرار بود تاسیس شود را به من سپردند و من باید تلاش میکردم که نامهای مناسبی پیشنهاد دهم. البته ایده داشتم ولی لبریز نمیشد متاسفانه :)

توانایی خواندن سریع: در اکثر جمعها سرعت خواندنم از متوسط جمع پایینتر است. در زندگی در مواردی که نیاز به تندخوانی است همسرم این کار را انجام میدهد.

در برخی جلسات که باید صورتجلسه را بخوانم و تائید کنم افراد می بایست صبر پیشه فرمایند تا بنده کارم تمام شود، ولی هیچ وقت تظاهر به خواندن نکرده ام، مخصوصا در موارد مهم که دچار دردسر نشوم.

سیلوگرام: شاید از سیستم بد آموزشی باشد، متاسفانه یادگیری زبان برایم فوبیا شده! فقط بلدم خوب معنی لغت حفظ کنم که به هیچ دردی نمیخورد. در دیدن فیلمهای زبان انگلیسی در منزل بدلیل تسلط همسرم به زبان، ایشان مترجم میشوند و خودم هم تلاش میکنم بخشی از آن را بفهمم برای اینکه دیدن فیلم با زیرنویس را ممنوع کرده ایم. در محل کار هم در برخی از موارد باید متن انگلیسی بخونم که خوشبختانه با کمی تلاش درک مطلبم خوب شده است.

حافظه طراحی: اصولا در مواردی که نیاز به ثبت یک طرح در ذهن داشته باشم فردی را همراه خود میبرم و اگر تنها باشم به توضیح طرح علاقه ای ندارم. در شرکتی کار میکردم که قرار بود یک فضای مستطیلی بزرگ را به محل برگزاری کنفرانس و جلسات آموزشی تبدیل کنند، برای طراحی از مشاور استفاده کردم.

نگاه به جلو: تصویر اقلامی  را که دوست دارم داشه باشم متاسفانه در ذهنم شفاف نیست. اصولا کارها را خوب شروع میکنم ولی پروژه ای که طولانی شود به دلیل تصاویر ذهنی غیرشفاف من انگیزه ام برای به پایان رساندنش کم میشود و صبرم تمام میشود.

در آخر از اینکه متن طولانی شد عذرخواهی میکنم. امیدوارم ارزیابان محترم این مطلب را آموزنده تشخیص دهند تا بتوانم از درس پرورش استعدادها بهره مند شوم.    سپاسگزارم