Menu
نویسنده مطلب : هومن کلبادی

مطلب مورد بحث:

شایعات و شایعه پراکنی در شبکه های اجتماعی


با سلام

موضوع شایعه ، همیشه ، یکی از داغترین مباحث در روابط و تعاملاتِ اجتماعی و زندگیِ روزمره بوده و هست . علاوه بر دلایل متعددی که در این فایل آموزنده مطرح شد ، فکر می کنم ، علل دیگه ای هم میشه به عنوانِ انگیزه هایِ پایه ای و ریشه ای برای اشاعۀ شایعات ، پیدا کرد . یکی از اونها ، علاقه مندیِ ما به تخریبِ دیگران ، به منظ.رِ دستیابی به یک هویتِ جعلی برای خودمون هست ؛ مثلاً اگر خودمون در یه حوزه ای ناموفق بودیم و دیگری یا دیگرانی در همون حوزه ، صاحبِ توفیقاتی شدند ، اونها رو متهم به هزار ایراد می کنیم : مثلاً می گیم چون من سالم کار کردم به جایی نرسیدم و اگه فلانی میبینی موفق شده ، دلیلش باج هایی که داده هست یا رانت هایی که خورده ؛ یا اینکه خودمون انسانِ معهدی به خانواده نیستیم و اگه میبینیم همسرمون از یه نفر به عنوانِ همسری متعهد نام می بره ، سریعاً وصله ای ناجور به اون فرد میزنیم که ایراداتمون رو با نسبت دادنِ اون ایراداتِ بزرگتر به اون فرد ، بپوشونیم و عملاً باعث بشیم که خودمون ، اونقدرها هم بد جلوه نکنیم . درسته که اینها ممکنه اتهام زدن باشه ولی عملاً از روشِ شایعه پراکنی برای اشاعۀ دروغ و رسیدن به اهدافمون ، بهره بردیم .

در بسیاری از مواقع ، همونطوری که در فایل هم اشاره شد ، شایعه پراکنی برای فرار از ابهام و دستیابی به نوعی آرامشِ توهمی ، انجام میشه .

یادم به جملات غول رسانه ، روپرت مرداک ، افتاد که می گفت : ” اگه من بخوام با کمک رسانه هایی که در اختیار دارم شایعه کنم که رئیس جمهور امریکا فوت کرده ، به راحتی و در کوتاه ترین زمان میتونم این کار رو انجام بدم و در حالیکه اگه خودِ رئیس جمهورِ ایالات متحده بخواد این شایعه رو تکذیب کنه ، ممکنه ساعتها زمان ببره “.

این روزها ، به لطفِ سرعتِ بالای تبادلِ اطلاعات و ابزارهایِ متعددی مثلِ شبکه هایِ اجتماعی ، فرایندِ غیرِ اخلاقیِ شایعه سازی و شایعه پراکنی ، به شکلِ فزاینده ای در حالِ توسعه و گسترش هست و مطمئناً خلاءهای فرهنگیِ موجود ، بر این امر ، دامن میزنه