Menu
نویسنده مطلب : انصار رضائی

مطلب مورد بحث:

درباره دوستی: آیا هنوز باید با او دوست بمانم؟


در مورد دوستان پسرم که یه اکیپ ٧ ٨ نفری دارم که همشهری هستیم و تعدادیمون تهران زندگی می کنیم و خاطرات خوبی با هم داریم، چون سرگرمی هامون مشترکه و مسیر زندگیمون متفاوت خیلی از موارد این متن در موردشون مصداق نداره و می تونم بگم جهنم هم بریم بهمون خوش میگزره.

در مورد دوستان دخترم به خاطر شخصیت مثبت اندیشیم و همچنین به خاطر نوع برخوردی صمیمی و شادی که دارم اکثرا ( غیر از تعدادی که احتمالا خواننده این متن هم باشن و من اونها رو فاکتور می گیرم و مثه دوستان پسر برام عزیز و قابل احترامند) باهام احساس راحتی می کنند و انواع! دردها و دغدغه هاشون رو با من مطرح می کنن و منم اصولا شنونده ی خوبیم و همیشه راه حل های کوتاه و بلند مدتی با اتکا به آموخته های روزنوشته ها و اینجا دارم که مطرح کنم و به قول معروف شدم رفیق روزهای سخت! باتوجه به سیر پیشرفتی که در این روابط بوده، روز به روز وقت بیشتری برای این کار از من گرفته میشه و حتی گاها پیش اومده یه نفر غریبه زنگ زده و گفته فلانی گفته با انصار در مورد مشکلت صحبت کن، از طرفی از طریق همین شبکه های اجتماعی و البته آماری که بقیه افراد(همین گروه) از یه نفر خاص میگن میدونم که لحظات خوشی هم قطعا دارن که من سهمی تو اون لحظات ندارم و صرفا شدم سنگ صبور!

گاهی از این موضوع خوشحالم که در هر صورت (با اتکا به کامنت محمدرضا در پست دن اریلی و رستوران) با انتقال حال خوب، وجود من باعث میشه که دنیا جای بهتری برای زندگی بشه اما سه تا نتیجه ملموس برام داشته، یکی اینکه وقت زیادی از من گرفته میشه، دوم اینکه حجم زیادی اسرار شخصی پیشم هست که فاش شدن سهوی یا عمدی ممکنه مشکلاتی رو برای من یا صاحب راز داشته باشه و سوم با اتکا به همین ارتباط خوب، اشخاص سوم من رو به عنوان فردی که سرش گرمه و زیادی راحته! می بینن و باعث شده نتونم طی سال های اخیر با کسی رابطه عاطفی برقرار کنم.

خیلی خواستم در مورد کم کردن و حتی قطع کردن این روابط فکر و اقدام کنم، اما هر بار به دلیلی به زمان بعد واگذار شده

امیدوارم طرح این مسایل شخصی مخالف با سیاست های کامنت گذاری در متمم نباشه.

ممنون میشم حالا که این بحث باز شده، دوستان متممی لطف کنن اگه توصیه ای برام دارن مطرح کنن.