Menu
نویسنده مطلب : علی اختری

مطلب مورد بحث:

دردسرهای احمقانه صبحانه خوردن!


یک سوال

در موقعیت این درس، ماکزیمم نتیجه حاصله از انتخاب «پرتاب نکردن»، برابر است با مینیمم نتیجه حاصله از «پرتاب کردن»:

دردسرهای احمقانه صبحانه خوردن!

یعنی وقتی «پرت می کنیم»، اگر بدترین نتیجه هم به دست بیاید، تازه برابر می شود با بهترین نتیجه ای که هنگام «پرت نکردن» حاصل می شود.

اما تناقض از زمانی به وجود می آید که این شرایط، دگرگون می شود، مانند مثال زیر:

“دو گزینه پیش رو داریم به نام های A و B، بهترین و بدترین نتیجه ممکن در این دو گزینه به شکل زیر است.

دردسرهای احمقانه صبحانه خوردن!

در اینجا بهتر است که از راه B برویم؟”

اگر از راه A برویم، احتمال زیادی هست که نتوانیم به ماکزیمم نتیجه دست یابیم، پس به احتمال زیاد، ما حسرت روی نداده ها (۹) را خواهیم خورد. اما اگر از راه B برویم، در هر صورت، به یک نتیجه می رسیم (۶) و دیگر حسرت روی نداده ها بی معنی خواهد شد.

(این اعداد را می توانید هر طور که دل تان می خواهد تصور کنید؛ رضایت، شادی، ثروت، زمان و…)

و یک سوال دیگر، آیا اگر از راه B رفتیم، باز هم حسرت این را می خوریم که می شد از راه A برویم و به ۹ برسیم؟ اگر بخواهم این سوال را در مثال دن توضیح دهم، باید بگویم:

«آیا کسی که کاغذ غذایش را بدون پرت کردن در سطل می اندازد، باز هم حسرت این را خواهد خورد که چرا پرت نکرد و اگر پرت می کرد، ممکن بود آشغالش به درون سطل بیافتد؟»

این سوال، می تواند در انتخاب شغل و رشته، تاثیر داشته باشد.

از دوستان متممی ام خواهش می کنم افکارشون رو در این باره، بنویسن تا من هم محظوظ بشم.