Menu
نویسنده مطلب : داود شاکری

مطلب مورد بحث:

یک تمرین برای تعریف شاخص و فکر کردن بیشتر به شاخص‌ها


۱٫
درآمد ماهانه:
چون اندازه گیری می شود پس کمی است.
پیشرو است چون نوید روزهای بهتر یا بدتر را در آینده می دهد.
اگر درآمد این ماه را با ماه قبل مقایسه کنم طولی و اگر با فرد دیگری مقایسه کنیم عرضی خواهد بود.
تحصیلات:
چون قابل اندازه گیری است و شما می توانید کارشناسی، ارشد، دکترا باشید پس کمی است.
اگر فرض کنیم که می تواند در آینده برای ما موفقیت بیاورد می توان آن را پیشرو دانست.
اگر میزان تحصیلات خود را با گذشته خود مقایسه کنید مثلا سال پیش کارشناسی بوده اید و امسال کارشناسی ارشد، آنگاه طولی و اگر آن را با دیگران مقایسه کنید می تواند عرضی هم به حساب آید.
رضایت از همسر:
با توجه به اینکه چقدر از همسری که انتخاب کرده اید رضایت دارید و اینکه این رضایت ذهنی است یک شاخص کیفی می باشد.
با توجه به اینکه بسیاری از لحظات آینده زندگی شما چه خوب و چه بد با این فرد گذرانده می شود و انتخاب درست و نادرست شما می تواند تاثیرات زیادی بر روی زندگی شما در آینده داشته باشد، یک شاخص پیشرو است.
با توجه به اینکه ما دایما زندگی مشترکی را که آغاز کرده ایم با روزهای اول آشنایی مقایسه می کنیم و در اکثر مواقع حسرت روزهای خوب اول را می خوریم می تواند یک شاخص طولی باشد و اگر توسط یک فرد از بیرون با رعایت جوانب علمی این میزان رضایت در بین تعدادی زوج محاسبه شود می تواند یک شاخص عرضی هم باشد.
شادی و خوشحالی:
با توجه به اینکه خوشحالی یک امر ذهنی است و هیچ کسی بهتر از خود ما نمی تواند بگوید که شاد هستیم یا نه، پس یک شاخص کیفی است.
شاد بودن یا نبودن می تواند روی کیفیت زندگی ما در آینده تاثیر داشته باشد پس یک شاخص پیشرو است.
اگر میزان خوشحالی خودمان را با روزها یا ماه ها یا سال های گذشته مقایسه کنیم یک شاخص طولی و در صورتی که یک فرد از بیرون بتواند خوشحالی افراد مختلف را با بر طبق یک روند مشخص اندازه گیری و مقایسه کند می تواند شاخص عرضی هم باشد.
۲٫ میزان تاخیر کارکنان، میزان ثبت نام های روزانه، میزان کتاب های به امانت گرفته شده در هر روز، میزان کتاب هایی که هرروز برگشت داده می شود، تعداد کتاب هایی که توسط مراجعین پیشنهاد می شود تا در آینده خریداری شود.