Menu
نویسنده مطلب : مهشید پرچمی

مطلب مورد بحث:

کتاب شغل مناسب شما | آموزش MBTI توسط پاول تایگر


سلام؛ فکر میکنم علت اینکه گزاره های مربوط به تیپ های شخصیتی MBTI منبع و پشتیبانی آماری نداره به اساس نظریات یونگ برمیگرده که سبک کارش مطالعه از طریق مشاهده انسان ها و تحلیل و شهود بوده. برای همین بود که فروید میگفت یونگ روانشناس خوبی بود و الان تبدیل به یک پیامبر شده و روش علمی رو پیش نمیگیره.

با این حال تا اونجایی که من پیگیر این موضوع بودم؛ نتایج این تست به خوبی میتونه توسط افراد پذیرفته بشه یعنی به تصوری که از خصوصیات خودشون دارند نزدیکه و به صورتی نیست که مثل یک فال، حرف کلی بزنه که با همه مطابقت داشته باشه. میتونم بگم که اگه از چهار حرف تیپ شخصیتی دو حرف رو برعکس کنید و خصوصیاتش رو بخونید امکان نداره شباهت چندانی به خودتون ببینید.

تطابق قابل قبول نتایج این تست با خصوصیات شخصیتی افراد به نظرم به خوبی میتونه با یک مطالعه بر روی کامنت های کانال های یوتیوب تیپ های شخصیتی MBTI اثبات بشه؛ مشابه کارهایی که در حوزه بیگ دیتا داره انجام میشه و شاید انجام هم شده باشه. خصوصا نظراتی که افراد خلاصه ای از روحیات و کارهاشون در تمام زندگی رو نوشتند و تیپ شخصیتیشون رو هم اعلام کردند. حتی نوع کامنت نویسی هم خیلی چیزها رو بیان میکنه؛ مثلا INFJها مثل من زیادنویس هستند و با خودافشایی و بروز احساسات مینویسند که این الگو رو به خوبی در کامنت ها مشاهده کردم.

بعضی از افراد چه در فقر و چه ثروت به شناخت روحیات و خصوصیات شخصیشون اهمیت میدن و اینکه دوست دارند بدونند چه چیزی رو دوست دارند و چه کاری مناسبه بکنند و بعضی دیگه با امتحان کردن راحتتر هستند و اونقدر میگردند تا بالاخره در جای مناسب بشینند؛ حتی طبق تیپ بندی MBTI میشه گفت چه تیپ هایی ممکنه ازش لذت و استفاده ببرند و چه تیپ هایی نه.

MBTI رو برای این دوست دارم که به ساده ترین و شیواترین شکل میگه ما انسان ها چقدر میتونیم ارزش ها، خواسته ها و نیازهای متفاوتی داشته باشیم و چقدر ذهنیت های تثبیت شده بیجایی درباره چیزهای درست، غلط، دوست داشتنی و دوست نداشتنی بین ما وجود داره.