Menu
نویسنده مطلب : امیر قائدی

مطلب مورد بحث:

مهارت یادگیری، تکنیکها و روشهای یادگیری بهتر


می خوام یک خاطره یا تجربه از سیستم آموزشی رو براتون بگم:

تقریبا ۱۵ سال پیش در دوره کارشناسی یه هم کلاسی داشتم که از همه لحاظ (هوش، انضباط، تلاش و سایر موراد) شبیه خودم بود. تنها تفاوت ما مربوط به نتایج حاصل از امتحانات بود.

هر دو به یک اندازه درس میخوندیم و قبل از امتحان از هم سوالاتی رو می پرسیدیم یا نمونه سوال حل میکردیم و من بعد از ۲ ترم متوجه شدم که اون به هیچ عنوان قبل از امتحان چیزی کمتر از من که نمیدونه هیچ بلکه بیشتر هم میدونه.

اما با اعلام نتایج امتحانات در کلیه دروس همیشه بین ۵ تا ۷ نمره از من کمتر میگرفت و این شده بود دستمایه خنده و مزاح ما تو خوابگاه.

از نظر اساتید و بقیه دانشجوها هم اون یک دانشجوی تنبل  و من دانشجوی خوب و زرنگ و باهوش بودم!

تا اینکه یه بار ازش جزوه گرفتم و علیرغم تلاشم تنها تونستم ۵۰ درصد مطالب رو بخونم نه بیشتر. ناگهان یه جرقه ایی توی ذهنم زد و با دوستم صحبت کردم درمورد نحوه نوشتن پاسخ سوالات در امتحان.

نتیجه این شد که اون همیشه با سرعت خیلی زیادی مطالب رو برای اینکه چیزی از ذهنش پاک نشه می نوشت که چون خط خیلی خوبی نداشت تقریبا نوشته هاش قابل خوندن نبود.(جالب این بود که اعتراض هم که میزد میگفتن این نمره ایی هم که بهت دادیم با ارفاق بوده)

از اون ترم سعی کرد سرعت نوشتنش رو کمتر کنه و با خط بهتری بنویسه و نتیجه ی خیلی خوبی گرفت.

در واقع سیستم آموزشی اشتباه که از دانشجو دقیقا عین مطلب کتاب و جزوه رو میخواست و عدم انتقال نکات مهم مثل اصلاح خط نوشتاری (چون علاوه بر یادگیری گاهی شما باید بتونی به خوبی و با روش درستی آموخته هات رو ارائه کنی) و ایراداتی از این قبیل شاید خیلی از افراد با استعداد رو بی انگیزه کرده باشه و شاید گاهی حق اونها بوده بجای کسی مثل من رشد کنن.