Menu
نویسنده مطلب : الهام

مطلب مورد بحث:

انتخاب سبک متن


کتاب غذای روح است.
می‌خواهم وقتی متن را به‌طور کامل نوشتم در آن به این مفهوم اشاره‌کنم که جایگاه کتاب در زندگی باید مثل جایگاه غذا باشد که بدون آن نمی‌توان به زندگی ادامه داد. دوست دارم به این نکته تأکید کنم که اهمیت دادن به روح همچون اهمیت به جسم ضروری است. نوشتن راجع به نقش غذا در تقویت جسم و به‌تبع آن نقش کتاب‌ در بهره‌وری ذهن و روح خالی از لطف نخواهد بود.

همچنین علاقه‌مندم که به نقش طعم‌ها و چاشنی‌ها و دست‌پخت فرد در غذا و مشابهت آن با قلم نویسنده و سبک نوشتاری، آداب غذا خوردن و شباهت آن با آداب کتاب خواندن، نحوه و عوامل مؤثر بر انتخاب غذای جسم و روح، تأثیر محیط و حالت روحی و جسمی در لذت بردن از غذا و تشابه آن با کتاب و موضوعاتی از این قبیل بپردازم.
……………………………………………………………………………
سبک نوشته: دوست دارم سبک نوشته رسمی و توصیفی و اقناعی باشد.
 “کتاب غذای روح است.” در اولین نگاه ممکن است این پرسش به ذهن خواننده خطور کند که آیا روح نیز نیاز به غذا دارد؟ و پاسخ این است که ما خواه‌ناخواه در معرض رسانه‌های مختلفی هستیم که خوراک فکری ما می‌شوند و اگر بی‌توجه به تأثیرشان باشیم ذهن و روحمان آشغالدانی می‌شود از حرف‌ها و اخبار راست و دروغ و .. .پس بهتر است آگاهانه خوراک روحمان را انتخاب کنیم و آن به‌خوبی رشد دهیم.
نکته بعدی این است که هر فرد به‌نوعی از غذایی که می‌خورد آگاه است و کمتر کسی است که از مضرات غذاهای بد، آگاه نباشد. کتاب نیز از این قاعده مستثنا نیست و آگاهی به این کتاب چقدر می‌تواند برای ما مفید باشد می‌تواند به رشد ذهن و روح ما کمک کند.
 
این‌ها بخشی  از مواردی است که معمولاً ذهن خواننده را درگیر می‌کند و به دنبال پاسخ آن برمی‌آید و بی‌شک این استعاره نکات بیشتری را در بردارد و نمی‌توان تنها به این موارد بسنده کرد.