Menu
نویسنده مطلب : جواد عزیزان

مطلب مورد بحث:

تفکر واگرا و تفکر همگرا


پاسخ اول
یکی از راههای توسعه تفکر واگرا، استفاده از تفکر جانبی (lateral thinking) است. تفکر جانبی شامل استدلال هایی است که در ظاهر معلوم نیستند و شامل ایده هایی است که تنها با استفاده از منطق گام به گام سنتی به دست نمی‌آیند. بعبارت بهتر تفکر جانبی عبارت است از شیوه حل مسایل بصورت خلاقانه.
تفکر جانبی از ابداعات ادوارد دوبونو (Edward de Bono) روانشناس، پزشک و نویسنده اهل کشور مالت،است ایشان تکنیک های گوناگونی برای تمرین دادن ذهن جهت جانبی اندیشیدن را بیان کرده از جمله: شش کلاه برای فکر کردن، تفکر خارج از چارچوب، داده های تصادفی و … .
مثال ها:  در این قسمت برخی از مثال ها را از مقاله ” از تفکر عمودی تا تفکر جانبی ”  نوشته علی  لعلی برای دوستان عزیز متممی باز نشر می کنم :
– چه‌طور چهار آدم بزرگ می‌توانند زیر یک چتر قرار بگیرند و هیچ کدام خیس نشوند؟“
در تفکر منطقی انسان دنبال این پاسخ‌ها می‌باشد: ”چتر خیلی بزرگ است“ که در عمل امکانش صعیف است. ”چهار نفر به‌هم چسبیده‌اند و یا بالای سر هم ایستاده‌اند“ که در عمل امکانش ضعیف است. ولی وقتی با تفکر جانبی به مسئله نگاه می‌کنید دنبال پارامترهائی می‌گردید که ربطی به چتر ندارندو جواب جانبی آن این است که ان زمان باران نمی‌باریده و هوا آفتابی بوده.

– میگویند یک پشه با یک فیل ازدواج می‌کند ولی بچه آنها توله‌سگ می‌شود، چرا؟ در تفکر منطقی چون همه چیز را طبق روال معمول می‌بیند با خود می‌گوید حتماً باید وقتی بچه‌ای می‌آید، از توی شکم مادرش باشد ولی جواب آن براساس تفکر جانبی این است که بچه‌شان را از پرورشگاه آوردند!

– فرض کنید: پدر و پسری سوار بر ماشین خودشان تصادف می‌کنند و پدر جان خود را از دست می‌دهد. پسر را برای جراحی به بیمارستان می‌رسانند اما پزشک جراح می‌گوید که پسر را عمل نمی‌کند چون نمی‌تواند پسر خود را عمل کند. چطور ممکن است؟ ممکن است جوابهایی به نظر شما برسد. مثلاً پدری که جان باخته است پدر ناتنی پسر است. اما اگر بتوانیم ادارکات و مفروضات معمول خود (که جراحان معمولاً مرد هستند) را کنار بگذاریم آنگاه به این نتیجه می‌رسیم که پزشک جراح، می‌تواند مادر پسر مجروح باشد.