Menu
نویسنده مطلب : صباح فرشاد

مطلب مورد بحث:

فرهنگ واژه های فارسی سره | فریده رازی


بر اساس فرضیه نسبیت زبانی یا تئوری ساپیروف (Sapir–Whorf hypothesis – SWH)، زبان می‌تونه تفکر و دیدگاه آدمها رو شکل بده، به این معنا که دو فرد با دو زبان متفاوت در باره یک موضوع ثابت به دو شیوه متفاوت از هم فکر می‌کنن. این فراتر از تفاوت فردی در مورد تفکراته و داستان متفاوت، عمیق و بحث برانگیزیه که خارج از حوصله این بحثه اما اگر کسی دوست داشته باشه در تکست‌های علوم شناختی (Cognitive Science) به تفصیل بهش پرداخته شده. این مقدمه کوتاه رو گفتم که بگم چون فارسی زبان دوم من به حساب میاد بنابراین ممکنه نوع تفکر متفاوتی داشته باشم. و نکته دیگه اینکه من دارم سلیقه خودم رو میگم و نظر کارشناسی یا نقد نیست چون تخصصی در این زمینه ندارم.

گرچه غنا بخشیدن به زبان با ریشه‌های اصلی خودش به خودی خود ارزشمنده اما از نظر من در ارتباط با به کارگیری کلمات فارسی به جای عربی اغلب تعصب (یا سخت گیری) بیش از حد میشه چون فارغ از شیوایی، شیرینی و دلنشین بودن زبان فارسی، این زبان به قدری قدرتمند بوده یا چنان پتانسیل بالایی داشته که واژه‌های عربی رو در خودش هضم کرده، علیرغم اینکه درصد قابل ملاحظه‌ای از زبان فارسی کلمات عربیه و بدون استفاده از اونها تقریباً دچار لکنت خواهیم شد اما طوری این لغات رو درون خودش حل کرده که اگر یک عرب زبان با هر میزان توجه و تلاش ممکن، به یک گفتار فارسی گوش بده، خیلی بعیده متوجه داستان بشه و این از دیدگاه من یک نقطه قوت قابل توجه است. ضمن اینکه خیلی از این کلمات با فرهنگ، حس و حال و ادبیات ما عجین شدن. مثلاً بعضی از دوستان من اصرار دارن به جای سلام حتماً بگن درود و به جای خداحافظ، بگن بدرود، من در عین حالی که خیلی احترام قائلم برای این حد از پاسداشت زبان مادری اما واقعاً به شخصه ارتباطی با این ادبیات برقرار نمی‌کنم. همون سلام و خدا حافظ خیلی حس بهتری بهم میده، گرچه ممکنه در طول زمان این حس‌ها تغییر کنن و جایگاه اولیه کلمات برگرده.

نکته دیگه اینکه در ایران زبان ها و گویش های متعددی وجود داره که به طور قطع میتونستن خیلی از خلاءهای موجود رو به خوبی پر کنن، برای نمونه میتونم به زبان کُردی که زبان مادری خودم من هم هست و گویش‌ها و لهجه‌های متعددی هم داره اشاره کنم. یکی از ادعاهای بزرگی که دست اندرکاران زبان کردی دارن اینه که میگن این زبان قادره بدون حتی استفاده از یک کلمه عربی ابراز وجود کنه. گرچه این ادعای بزرگیه ولی دست کم من تا بحال مورد نقضی براش نیافتم. این شاید به این دلیل بوده که در زمان یورش اسلام به ایران، اعراب موفق به تسخیر کردستان از طریق جنگ نشدن.

به این جمله توجه کنید:
«تحریم های بین المللی، اقتصاد مملکت را با رکود مواجه کرده است.»

به جز “کرده است” تقریبا باقی جمله عربیه،

حالا همین جمله به کُردی سورانی:
«گه‌ماروی نیونته‌وه‌یی، ئابوری نیشتمانی په‌ک خستوه »

تلفظش تقریباً شبیه به این میشه:

gamaroy newnatawaie abouri nishtemani pak khestoveh

میشه گفت هیچ کلمه عربی درش بکار نرفته در حالی که بیان مفهوم بالا تنها با کلمات فارسی خیلی ساده نیست.

کتاب معرفی شده حتماً کتاب ارزشمند و مفیدیه و در عین حال بنظر من اگر به دیگر زبانهای ایرانی در کنار فارسی اجازه رشد و نمو و فعالیت بیشتر، بخصوص در حوزه آکادمیک داده میشد، یا در کتابهای مشابه برای کلماتی که معادل فارسی نداریم، معادلی از دیگر زبان‌های ایرانی استخراج میشد، به احتمال زیاد هجمه زبان عربی به این شدت نمی‌بود. ضمن اینکه خیلی از این زبان‌ها نیا و ریشه مشترک، یا لااقل مشترکات فراوانی دارن.

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟