Menu
نویسنده مطلب : محمدجواد علیمحمدی

مطلب مورد بحث:

دردسرهای احمقانه صبحانه خوردن!


توجه کنید که دن ارلی شکست خودش رو توجیه نمی کنه . بلکه یک کار واقعی مثل قهوه خوردن طراحی کرده تا چه بازنده باشه و چه شکست خورده ، در هر حال اون مسیر رو میره و قهوه رو می خوره . بنابراین بازنده بودن یا موفق بودن در پرتاپ ، هیچ ربطی به پیمودن مسیر پیدا نمی کنه.

اما این قهوه در مثال شما وجود نداره . شما انگار دارید صرفا نیافتادن کاغذ در سطل رو توجیه می کنید.

باید برای بنزین زدن خودتون و معطلی یک قهوه طراحی کنید. یعنی چه حدستون درست در بیاد و چه غلط یه کار ثابتی بکنید.

هر چقدر فکر کردم برای شما راه حلی نتونستم پیدا کنم .
ولی اگه من بودم می گفتم من توی پمپ بنزین آواز می خونم واسه خودم . بالخره من این آواز رو می خونم چه توی پمپ بنزین و چه بیرون . اتفاقا هرچه قدر توی پمپ بنزین بیش تر باشم امن تر هم هست . چون آواز خوندن در حین رانندگی خطرناک هست.
یا مثلا می تونید موقع معطلی دستی به سر و روی ماشین بکشید . شما که بالاخره چه داخل پمپ بنزین و چه توی پارکینگ خونه ماشینتون رو تمیز می کنید.