Menu
نویسنده مطلب : ساناز مجرد

مطلب مورد بحث:

تعریف مدل ذهنی در ارتباط با فرایند یادگیری


هدف: ارائه‌ی درس ادبیات فارسی برای دانشجویان رشته‌‌ی پزشکی
درس ادبیات فارسی جزو درس‌های ضروری در سیستم آموزش عالی ایران است؛ در حالی که دانشجوها ضرورت آموزش این درس را احساس نمی‌کنند. دانشجوها برای درس فارسی ارزش آموزشی چندانی قائل نیستند به همین سبب می توان از سیستم اجبار نمره استفاده کرد.
اقدام بر اساس حلقه اول: برای ارائه‌ی بهتر درس به جای تهدید نمره، می‌توان سیستم استاد محور را به سیستم مشارکت فعال دانشجو تغییر داد. سیستم مشارکت فعال، به دانشجو حس آزادی در ارائه‌ی نظریات را منتقل می‌کند؛ به این ترتیب ضمن جذاب‌شدن محتوای ارائه شده، دانشجو فرصتی برای معناسازی و تصمیم گیری در باب آثار ادبی می‌یابد.
بازخورد: دانشجوها با وجود آن که درس را جذاب می‌دانند و به اجبار سر کلاس حضور ندارند؛ اما هنوز ضرورت فراگیری این محتوا را درک نمی‌کنند.
تغییر مدل ذهنی: ارائه‌ی درس و تنظیم محتوا باید کاربردی باشد؛ یعنی دانشجو باید حس کند که این محتوا، مهارتی ضروری را آموزش می‌دهد. پس هر چند ادبیات فارسی موضوع جذابی است و من به عنوان مدرس از دانشجو انتظار دارم این درس را مانند درس‌های تخصصی‌اش جدی بگیرد؛ اما شیوه‌ی اعمال زور برای جلب توجه دانشجو کافی نیست.
 
اقدام بر اساس حلقه‌ی دوم یادگیری: با توجه به نیاز دانشجویان پزشکی به تعامل با بیمار و  تفسیر صحیح نشانه‌های بیماری، شیوه‌ی ارائه درس فارسی از شکل واحد عمومی به شیوه (medicine literature) تغییر می‌کند. در این رویکرد، متن‌ها به شیوه ای انتخاب می‌شود که دانشجو دو مهارت ضروری یعنی برقراری تعامل عاطفی با بیمار و سرعت در تفسیر نشانه‌های ناهمخوان فیزیولوژیک را برای تشخیص بیماری در ضمن گذراندن واحد ادبیات بیابد.