Menu
نویسنده مطلب : سعید طباخ پور

مطلب مورد بحث:

در ستایش سکوت | برای تمرین سکوت وقت بگذاریم (ارلینگ کاگه)


اینطور که از حرف های آقای کاگه مشخص است منظور ایشان از سکوت، عدم وجود سر و صداهای اضافی در محیط و همچنین در مواردی منظور ایشان صحبت نکردن است (داستان میز شام و سکوت کاگه و دخترانش). آنچه مسلم است کاگه سکوت را در تقابل با هیاهو و صر و صدا انتخاب کرده است و با این کار به کشف راز درون خود رسیده است.

معتقدم انسان ها با تغییر روال عادی زندگی و محیط اطرافشان به تجربیات عمیق و ارزشمندی می رسند. بعید می دانم انسان های کر و لال به دلیل عدم توانایی در شنیدن و حرف زدن به خودشناسی یا هر درک عمیق دیگری از جهان هستی برسند. شاید برای انسانی که هرگز صدایی نشنیده است شنیدن هیاهوی شهر و صداهای آن درک عمیقی به او عطا کند. حالا تصور کنید همین انسان آهنگی از استاد شجریان یا قطعه از تکنوازی پیانو را بشنود، احتمالا جان خواهد داد.

معتقدم تجربه های عمیق و لذت بخش در تضاد با اتفاقات روزمره و عادی انسان اتفاق می افتد. مردم روستا به شوق دیدن زرق و برق شهر دل به جاده می زنند و مردم شهر به شوق آرامش روستا. دیدن یک مگس و پروازش نه تنها برایمان عجیب و لذت بخش نیست بلکه زجر آور نیز هست. حال آنکه اگر از همین مگس تعداد معدودی دردنیا بود قطعا تعدادی از ما حاظر بودیم برای دیدنش حتی به کشور های دیگر نیز سفر کنیم.

احساس می کنم تجربه کشف درون و لذت عمیقی که آقای کاگه از سکوت میبره از همین جنس است. به طور کلی بحثم این است که کمتر اتفاق می افتد انسان ها از وقایع روزمره اطرافشان به درک عمیقی برسند.

اما در کل سکوت چه از جنس نبود هیاهو باشد و چه از جنس حرف نزدن، لذت بخش است و از همه لذت بخش تر زمانی است که نه هیاهویی باشد و نه لب به سخن بگشاییم.