Menu
نویسنده مطلب : محمد اسدی

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس استعدادیابی مقدماتی


نکته: در مورد داشتن یا نداشتن استعدادها از قید «فکر میکنم» استفاده کردم چون به نظرم تشخیص دقیقش نیازمند انجام تست های استاندارد هست که انجام نداده ام.
استعدادهایی که فکر میکنم دارم و به من کمک کرده موفق باشم: در میان استعدادهای مورد اشاره در مدل اوکانر، سیلوگرام استعدادی است که به وضوح در خود می بینیم و تأثیر قابل توجهی بر پیشرفت ها و موفقیت های درسی و شغلی من داشته. همچنین، استعداد استدلال تحلیلی هم تا حدود زیادی در موفقیت های من دخیل بوده.
استعدادهایی که فکر می کنم ندارم و می کوشم به سراغ فعالیتهایی که نیازمند آنهاست نروم: این دسته از استعدادهای من کم نیستند. اما یکی از آنهایی که برایم دغدغه بوده و باعث شده خیلی از کارهایی که دوست داشته ام را کنار بگذارم، توانایی کار با اعداد بوده که به طرز عجیبی در این استعداد ضعیف هستم. این اتفاق باعث شده که در انتخاب رشته، مدیریت مالی را فراموش کنم و در حوزۀ شغلی هم حوزۀ بورس و سرمایه گذاری را به حاشیه ببرم یا برونسپاری کنم. به طور کلی راه اندازی و ادارۀ موفق کسب و کار وابستگی زیادی به این استعداد داره و ضعف من در این استعداد به واقع نگران کننده است!

فکر میکنم آیدیافوریا نیستم لذا با اینکه MBA خوندم اما به سمت کارآفرینی نرفتم و بیشتر تلاش کردم مشاور خوبی برای پرورش ایده های آیدیافوریک ها باشم.
استعدادهایی که فکر میکنم داشته ام و پرورش نداده ام: همانقدر که از سیلوگرام خودم راضی هستم، همانقدر هم ناراحتم که کمتر روی توسعه و پرورش آن وقت گذاشته ام. در حوزۀ موسیقی و تشخیص صدا هم وضعیت خیلی خوبی دارم اما تسلط پایین بر انگشتان باعث شد خیلی زود از تمرینات موسیقی خسته بشم و ادامه ندم (ضعف در استعداد نگاه رو به جلو هم ممکنه بی تأثیر نبوده باشه!)

استعدادهایی که فکر میکنم نداشته ام و گرفتار آنها شده ام: گرافوریک نیستم و با یک مطالعۀ سطحی نمی توانم محتویات یک متن رو تحلیل کنم.
نگاه رو به جلوی خیلی قوی ندارم و این امر باعث این شده که چند بار دست از تلاش در حوزه ای که مدتی روی اون وقت گذاشته بودم بکشم. ترکیب آیدیا فویریک نبودن و نداشتن نگاه رو به جلو و همچنین توانمندی پایین در استقرا خیلی ترکیب ناخوشایندی است و این استعدادها، مهمترین محورهای برنامۀ پرورش استعدادهای من در آینده رو تشکیل خواهند داد.