Menu
نویسنده مطلب : مهدی قدیمی

مطلب مورد بحث:

بهترین تفریح را به کار تبدیل کنیم یا کار را به بهترین تفریح؟


سلام 

روانشناسی یک علم است و روش شناسی خودش را دارد. اینکه حتی فردی صاحب نام بدون ارائه روش شناسی همینطور گزاره ای را بپراند بسیار راحت است و قطعا که همیشه میتوانیم از زاویه دید او به دنیا نگاه کنیم و بدون تفکر نقادانه و فقط چون ایشان فردی فاضل هستند پذیرش اینگونه گزاره ها راحت تر هم میشود!

اما اگر بخواهیم دلیل اینکه چرا وقتی تفریحی تبدیل به کار میشه رو جستجو کنیم به نظرم باید به دو مورد توجه داشته باشیم.

یک اینکه وقتی افراد در حیطه ای کار میکنند به دلایل بسیار، بیش از زمانی که به موضوع مورد نظر در حد تفریح میپرداختند ورود پیدا میکنند و تازه به واقع با سختی های اون روبرو میشن!

دوم اینکه اکثر افراد درواقع تعریف درستی از کار ندارن. این یک واقعیت است که کار برای اکثر افراد سخت است به هزار و یک دلیل روانشناختی از جمله شناخت و باور های غلط این افراد که فکر میکنند کار برای خر است! از منطق باشکوهشون که بگذریم این تفکر اون ها از فلسفه کم طاقتی و مسائل مربوط به اهمال کاری و تنبلی میاد و همینطور نداشتن درک و بینش درست نسبت به مسائل ساده ای مانند تفاوت پلژر به گرتیفیکیشن، یعنی تفاوت لذت طلبی و درگیر فعالیت خشنود کننده شدن که در نهایت نشناختن این قضایا باعث میشه افراد توجه نداشته باشن که درسته که همیشه در کوتاه مدت، همه لذت گرایی مثل خوردن کوکا کولا و خوابیدن و فیلم دیدن رو ترجیح میدن اما در بلند مدت همه ترجیح به کامیابی دارن و درگیر فعالیت های خشنود کننده میشن مثل انجام تعهدات و وظایف و تکالیف هرچند که سخت باشه و اساسا پذیرش رنج مشروع و به دنبال اون رنج طلبی مسئله مهمی در زمینه موفقیت هست.

این لیست رو میشه تا دلتون بخواد طولانی کرد اما فقط به یک نکته دیگه اشاره میکنم و اون هم تصورات و باورهای غلط راجع به پول و نگرش های مالی هست. اگر کسی با تفکرات غلط زاهد منشانه که از کودکی در اون فرد شکل گرفته بزرگ شده و فکر میکنه اگر پول بگیره برای چیزی لذتش کم میشه میتونه درست باشه اما راه حل این نیست که کارش رو رها کنه و فقط به عنوان تفریح داشته باشه که خرابش هم نکرده باشه. اون فرد باید بره نگرشهای مالی و نگاهش به پول و رفاه رو درست کنه. وگرنه هیچ تعارضی نداره کسی با کارش حال کنه و پول هم بگیره. یجورایی بیشتر هم کیف میده :) تازه وقتی تفریح تبدیل به کار بشه وجوه دیگه ای مثل تعامل سازنده و مولد بودن هم، همزمان با تفریح ارضا میشه.

از طرفی وقتی شما تفریحت رو به کار تبدیل میکنی حتی اگر لذتش به دلایل روانشناختی و واقعیتهایی که مطرح کردم کمتر بشه باز اوضاع خیلی بهتر هست از زمانی که بخواین کارتون رو لذت بخش کنید. اصلا خود این گزاره لذت بخش کردن کار یجورایی انگار به صورت ضمنی به شکنجه دهندگی کار اشاره داره! اما چرا اوضاع بهتره برای اینکه خیلی اوقات در جهانی که واقعیت های بسیار متقن و سفت و سختی داره کاری که نصیب ما میشه کمتر با مهارتها و استعدادهامون جور در میاد و عموما اغلب افراد چیزی رو دوست دارن که توش ماهرتر هستن و مستعد تر. شاید فردی در کوتاه مدت شیفته چیزی بشه که توش استعداد نداره ولی در بلند مدت به دلیل نتیجه نگرفتن و بدست آوردن ملاکهای ارزیابی از اون مسیر دور میشه. شاید در نهایت چیزی که در اون مستعد ترین حالت رو داره هم پیدا نکنه اما بدون شک اون کاری که دوست داره در زمره یکی از استعدادهاش هست.

در نتیجه هر چند که در ابتدای بحث هم گفته شده نمیشه به درستی این گزاره ها رو درست یا غلط دونست من اجازه میخوام که بگم گزاره های مذکور بیشتر به سویه غلط بودن میل میکنن.

این هم به نظر طبیعی میاد چون فاکتورها و عوامل موثر در علومی مثل روانشناسی بسیار متعدد هستن اما اگر قرار بود به این بهانه طبیعی! هرکس هر حرفی بزنه روانشناسی در کمتر از دویست سال چنین پیشرفتی نمیکرد!

 

 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟