Menu
نویسنده مطلب : زهرا وفائیان (یک عاشقِ کتاب)

مطلب مورد بحث:

رابطه شادی و هدف گذاری | مدال نقره را ترجیح می‌دهید یا برنز؟


دوستان متممی سلام
 
یک بازی با اجزای یکسان در ایران و ژاپن به شکل کاملا متفاوتی انجام می شود.

در ایران :  ده کودک را در نظر بگیرید که دور هشت صندلی می دوند و بعد از ایست مربی باید جایی برای نشستن روی صندلی ها پیدا کنند و دو نفری که صندلی بدست نیاورند از مسابقه حذف میشوند . این جریان ادامه دارد تا زمانی که یک صندلی باقی می ماند و دو کودک و فقط یک نفر می تواند برنده باشد ! تا حد زیادی قابل حدس است که کودک در همان لحظه و با همان سن کم هم درک می کند که یا میبری و آبنبات را میگیری و تشویق می شوی و مربی تو را می بوسد یا اصلا دیده نخواهی شد ! و حتی در آن سن کم  هم   ” ترس از تمسخر دیگر دوستان ”   نیز به آن اضافه خواهد شد. اگرچه این ترس حتی وقتی بزرگ می شویم هم به شکل جدی تری وجود دارد با این تفاوت که از لبخند دوستان به پوزخند دوستان تغییر شکل داده است !

اما در ژاپن هم همان هشت صندلی و ده کودک در بازی حضور دارند ، آنها هم دورها صندلی ها می دوند تا زمانی که مربی ایست بدهد و تفاوت دقیقا در همین نقطه است که اتفاق می افتد ! اگر هر ده کودک موفق نشوند که روی صندلی بنشینند و حتی فقط یک نفر از آنها جایی برای نشستن پیدا نکند هر ده نفر بازنده هستند ! بدیهی است که ماجرا بسیار متفاوت تمام می شود هر کودک برای حفظ خودش در لیست برنده ها  باید دوستش را نیز یاری کند ، در نتیجه این تفکر بر ذهنش حاکم می شود که ” بردن تو بردن من است ” !
و به احتمال خیلی زیاد آنها وقتی کتاب ” هفت عادت مردمان موثر ” را بخوانند و به قسمت نگرش برنده – برنده برسند هرگز در دلشان پوزخند نخواهند زد که مگر می شود دو نفر همزمان نفر اول شوند ؟!  

همین فرد است که اگر مدال برنز را هم بگیرد باز هم احساس خوبی را تجربه خواهد کرد نه صرفا بخاطر اینکه  ممکن است  با خود فکر کند ” برنز بهتر از هیچی است و ممکن بود هیچ چیزی بدست نیاورم ” بلکه بخاطر اینکه با خود می اندیشد :  تو که مدال نقره یا طلا گرفته ای ؛ دوست من هستی و برندن تو ، برندن من است ….