Menu
نویسنده مطلب : مهرزاد خسروی

مطلب مورد بحث:

تعریف مدل ذهنی در ارتباط با فرایند یادگیری


با سلام

به عنوان مثال شخصی به نظر من می‌رسد که دوست دارد فروشنده خوبی شود. او همواره تلاش و تمرین می‌کند، مطالعه می‌کند و در این مسیر به مرور پیشرفت‌هایی هم می‌کند. اما پس از مدتی بازخور گرفتن از کار خود و همچنین همکاری که بدون این تلاش‌ها بهتر از او می‌فروشد و بعضا پس از اندکی مطالعات روانشناسی متوجه می‌شود که شخصیت او اصلا مناسب شغل فروش نیست و حال باید پیشرفت شغلی او پس از شناخت بهتر استعداد و شخصیتش در مسیری دیگر با لذت و سرعت بیشتری صورت پذیرد.

یا مدیری که پس از مدتی یلاش و گسترده شدن کسب و کار محدودیت‎‌های رشد (Limits To Growth) به سراغ کسب و کارش می‌آیند و او به جای تلاش در جهت برداشتن این محدویت‌ها (مثلا افزایش نیروی تولیدی که حالا دیگر بسیار خسته شده‌اند) در همان راستای قبلی تلاش می‌کند (مثلا نیروی فروش را تقویت می‌کند و یا  تبلیغ می‌کند)  و معمولا پس از مدتی و گاهی با هزینه بسیار مجبور به برداشتن همان محدودیت‌‌ها به جای تقویت بیشتر موتورهای رشد خود می‌شود.

با تشکر