Menu
نویسنده مطلب : نازنین گرده ای

مطلب مورد بحث:

روشهای نادرست متمم خوانی!


من همین امروز یک دفتر برای یادداشتها و خلاصه نویسی ها و نت برداریهام انتخاب کردم و اولین خلاصه نویسی هام در مورد همین مطلب شد.

یادم میاد از دبستان با نحوه درس خوندن و یادگیری هام مشکل داشتم. نمی دونستم چطوری درسهامو یادبگیرم. همیشه هم بهم میگفتن که حفظ نکن یاد بگیر ولی چگونگی کار رو نمی دونستم. تا اینکه مجبور شدم شعری رو حفظ کنم و معنی اونو یاد بگیرم. خط به خط معنی میکردم و به زبان کودکی خودم می گفتم. از اونجا شد که فهمیدم یادگیری اینجوری.
کاش می شد توی دوران دبستان درسی به همین عنوان نحوه و آموزش یادگیری درسها برای بچه می گذاشتن که راحتتر بتوانند درسهایشان را بخوانن و علایقشون رو پیدا کنن.

بعدها هم درسهایم رو می خواندم و بعدش برای مادرم توضیحشون می دادم و مثالهای خودمو می زدم. ( با اینکه گاهی مثالهای پیش و پا افتاده ای بود و مادرم رو می خندوند)

من هم با مشکل مطالعه انفعالی مواجه هستم. ولی با خلاصه نویسی ها بهتر می توانم تمرکزم را حفظ کنم. سعی کردم جملات را چند بار بخوانم و درموردشون فکر کنم و یاد زمانهایی که این کار رو کردم افتادم و نتیجه اشون رو مرور کردم.

در مورد اینکه در زمان و فضای مشخصی شروع به خواندن کنیم نیز برای من خیلی صادق بوده، معمولا متمم رو سرکار مطالعه می کنم. یا اول وقت یا آخر وقت اداری . به صورت ناخودآگاه آخر وقت ها علاقه و میل زیادی به خواندن متمم دارم.

این تجربه رو در مورد ورزش کردن هم دارم که سر وقت معینی میل زیادی به فعالیت ورزشی ام پیدا می کنم. حتی اگه نتونم اون موقع به باشگاه بروم توی خانه نرمش می کنم. ( شرطی شدن ذهن)