Menu
نویسنده مطلب : مهدی چابک

مطلب مورد بحث:

تفکر خطی در برابر تفکر سیستمی


در تفکر خطی فرد اونقدر مسئله رو ساده می کنه که به موضوعی پیش پا افتاده و سطحی میرسه. در طرف دیگه در تفکر غیر خطی ممکنه مسئله اونقدر پیچیده به نظر بیاد که اراده ی حل رو از بین می بره چون عملا ناممکن به نظر  میاد. برای من سواله که در تفکر غیر خطی، ما اجازه داریم تا چه حد مسئله رو بسط و گسترش بدیم؟

البته اگر بخوام در این زمینه مثال بزنم در تفکر خطی برای مسئله ی عقب ماندگی کشور میگیم از دلایل اصلی اون پول نفت و استعماره

اما در تفکر غیر خطی علل و عوامل بسیار فراتر از اون هست. چون کشورهای دیگه ای هم بودن که مورد استعمار بودن اما امروزه جایگاه خوبی دارند یا کشورهایی هم بودن که نفت نداشتند اما بسیار فقیر اند. بنابرین رویدادهای زیادی رو میشه برشمرد که موجب عقب ماندگی یک کشور میشه که با تفکر خطی قابل تحلیل نیست