Menu
نویسنده مطلب : محمد علی مظلومی

مطلب مورد بحث:

جمله‌های روزانه متمم | بخش نوزدهم


در راستای سخن اول از نیچه:
کسی که در زندگی خود چرایی برای زیستن داشته باشد، هر چگونه ای را پشت سر می گذراد.
ویکتور فرانکل این جمله رو در کتاب انسان در جستجوی معنا از نیچه نقل می کنه.
در واقع این “چرایی” است که ما رو به خواستن و سپس به شوق یا Act (عمل کردن) می آورد.

در راستای سخن دوم از محمد رضا شعبانعلی این حکایت رو از یاستین گوردر نقل می کنم:
اولین کسی که به معنای واقعی جوینده حکمت و معرفت بود همین سقراط بود.
او در بازار شهر راه می افتاد و با مردم صحبت می کرد ولی هیچ وقت موعظه نمی کرد.
برعکس، او با آدم ها صحبت می کرد تا به دانش برسد.
او می گفت: “درختان نمی توانند به من چیزی یاد دهند” ولی وقتی که کشف کرد مردمی که دایم به اغراق از علم و دانش صحبت می کنند، چیزی نمی دانند، خیلی ناامید شد.
شاید آن ها می توانستند قیمت شراب و روغن زیتون را به او بگویند ولی حرفی برای گفتن درباره زندگی نداشتند.
سقراط اغلب می گفت تنها کسی است که می داند چیزی نمی داند.