Menu
نویسنده مطلب : زهرا ناجی

مطلب مورد بحث:

خودافشایی مدیریت شده به عنوان یک مهارت ارتباطی ارزشمند (قسمت اول)


خود افشایی من در زمیه های مختلف بصورت ناخوداگاه و متفاوت انجام میشه ، بعنوان مثال : برای آرزوها یا موفقیت ها یا شکست های زندگی محافظه کارم و معمولا در گفتگوهای خیلی ساختارمد یا رسمی ممکنه این خودافشایی رو گزیده وار انجام بدم ولی در زمینه های عاطفی یا احساسی با کوچکترین احساس اعتماد، حس درون خودم رو فاش میکنم.بطور کلی نسبت به دوستان و اطرافیانی که گفتگو دارم خودافشایی کمتری دارم.معمولا در مورد مطرح کردن اکثر موضوعات مرتبط با خودم، فکر میکنم ولی همیشه این گزینش مطابق با فکر قبلی پیش نرفته و خیلی وقتا غیر ارادی مسایلی رو مطرح کردم که بعد پشیمون شدم .در فضاهای آنلاین بهتر میتوم خودم یا رویداد ها و افکارم را بروز داده یا توصیف کنم.خود افشایی برای من تا الان یک ابزار برای رسیدن به هدف خاصی نبوده و معمولاد جنبه شفاف سازی داشته. میزان خودافشایی طرف مقابل همواره برای من معیاری برای ارزیابی اعتمادم نسبت به مخاطب است