Menu
نویسنده مطلب : سميه آجورلو

مطلب مورد بحث:

فایل صوتی درباره مهارت یادگیری - قسمت چهارم


همیشه گوشه‌ی ذهنم خودم رو سرزنش می‌کردم که چرا اینقدر کند می‌خونم؟
چرا دائم وسوسه می‌شم که جمله‌های خوب کتاب رو بنویسم؟
یکی از آرزوهای من خوب نوشتن است. به همین دلیل وقتی یک جمله یا پاراگرافی توجه‌ام رو جلب می‌کنه پیش خودم می‌گم اگه قرار بود این منظور و مفهوم رو من با کلمه‌هام منتقل کنم، چطور می‌نوشتم؟
یک مدت بود داشتم به این نوع خوندن غلبه می‌کردم تا بتونم سریع‌تر کتاب رو پیش برم. هرچند که اون مطالعه اصلا به دلم نمی‌نشست ولی می‌گفتم خب این کتاب رو تموم کردم!
 
الان می‌بینم چقدر اون روش سازنده بوده و من بی‌دلیل داشتم حرص می‌زدم که زودتر تمومش کنم.
 
در مورد خلاصه‌خوانی:
چندین بار به توصیه دوستانم، تعدادی پادکست‌ها گوش کردم. اما این کار برام جذابیتی نداشت. چون همیشه برام مهمه خط فکری نویسنده رو به مرور طی کنم. این احتمال رو هم می‌دهم که یک بخشی از کتاب برای من جذاب بوده باشه ولی برای کسی که پادکست رو آماده کرده، مورد با اهمیتی نبوده و حذف کرده باشه.
 
روش من برای کندتر و اثربخش‌تر خوندن:
عادت دارم ویس‌ کلاس‌ها رو گوش کنم و کامل (کلمه به کلمه‌ی استاد) یادداشت ‌کنم ((این کار واقعا وقت‌گیر است. هر ۲۰ دقیقه از ویس، حدود ۵۰ دقیقه از من وقت می‌گیره)). همیشه هم از رنگ‌های مختلف خودکار و های‌لایت‌ استفاده می‌کنم تا هم جزوه‌ام رنگی باشه و هم مکث‌های کوتاهی در حین نوشتن داشته باشم.
دفعه بعد که می‌خوام همین درس رو بخونم سعی می‌کنم خلاصه مطلب رو تهیه کنم. بعدش این خلاصه را در یک کاغذ دیگه به صورت تمیز و رنگی وارد می‌کنم تا بتونم از این برگه در زمان‌های پیاده‌روی یا مترو و اتوبوس استفاده کنم.
بعد از این که چند مبحث رو خوندم، برای این که خودم رو ارزیابی کنم، سعی می‌کنم به دانشجوهای فرضیم، درس بدم و از طرف اون‌ها سوال مطرح کنم.

یک کاری که خیلی برام سازنده بوده این است که همین مطالبی که رسید به مرحله خلاصه‌نویسی، شب‌ها قبل از خواب برای خودم بدون داشتن اون برگه، تکرار می‌کنم. یادمه ی بار در دندان‌پزشکی متوجه نشدم کی کار دندونم تموم شد آخه داشتم توی ذهنم خلاصه درس پژوهش عملیاتی رو مرور می‌کردم :)

ببخشید طولانی شد.