- usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : محمد ف

مطلب مورد بحث:

عامل خوش شانسی چیست؟ چرا من بدشانس هستم؟


سلام

من و خیلی های دیگر معتقدیم خداوند حکیم است و این یعنی کاری را بیهوده انجام نمی دهد. وقتی بدانیم هیچ اتفاقی در جهان بیهوده و از سر اتفاق نیست، اصلا شانس معنی خود را از دست می دهد. در واقع آنچه مردم اسم خوش شانسی یا بدشانسی رویش می گذارند، اتفاقاتی کاملا مدیریت شده است. درک و فهم چرایی آن اصلا کار راحتی نیست که هیچ، شاید غیر ممکن هم باشد.

به هر حال من معتقدم آنچه همه نام بدشانسی را رویش می گذارند دو حالت دارد. یا در گذشته من کاری را باید انجام می دادم که ندادم و بازخوردش در جهان این است که امروز کارها بر وفق مراد من پیش نمی رود یا اینکه خدا می خواهد من در آینده کاری انجام دهم یا پرورشی پیدا کنم، در نتیجه اتفاقی می افتد که در ظاهر بد است.

می گویند گنجشگی بود که در بالای درختی لانه کرده بود و از همه دنیا همین خانه دلخوشی اش بود. روزی بادی آمد و خانه اش را خراب کرد. پرنده کوچک و ” بدشانس” زبان گلایه به سمت خدا گشود که پروردگارا ، من کوچک و ضعیف از همه دنیا همین لانه را داشتم چرا آن را خراب کردی… ندا آمد ماری لانه تو را یافته بود و در کمین نشسته بود تا بیایی و تو را بخورد. ما باد را مامور کردیم خانه را خراب کند تا تو را نجات دهیم.

داستان بالا البته تمثیل است اما اتفاقی می افتد که ما آن را بدشانسی می بینیم، پس از مدتی می بینیم، همان چیز ناخوش آیند مقدمه یک اتفاق خیلی خوب برای ما شد. پس بدشانسی یا خوش شانسی عبارات موهومی است که ما برای کارهایی که دلیلش را نمی دانیم، استفاده می کنیم.