Menu
نویسنده مطلب : ایمان میرزائی

مطلب مورد بحث:

استعاره مفهومی و نقش آنها در پرورش تسلط کلامی


بعد از یک ساعت که درس را خواندم این استعاره به ذهنم آمد:

نوشتن مانند آتش است.

به ماده‌ی سوختنی و اکسیژن و گرما نیاز دارد.

ماده‌ی سوختنی در نوشتن کلمات است.

اکسیژن در نوشتن انگیزه‌ی نگارش است. آیا نویسنده‌ای هستم که برای دریافت پول می‌نویسم؟ با از موضوعی ناراحتم و با نوشتن ذهنم را آسوده‌تر می‌کنم؟ یا اینکه برای حل یک مسئله همه‌ی جزییات را روی کاغذ می‌آورم تا برون‌ریزی ذهنی کرده باشم؟

و گرما در نوشتن موضوع نوشته است. چه موضعی ما را بر انگیخته‌ می‌کند. یک پرنده‌ی کوچک که جلوی پنجره نشسته است می‌تواند ما را وادار به نوشتن کند؟ شاید هم یک مجله‌ی علمی مرتبط با دغدغه‌هایمان را ورق می‌زنیم و به یک‌باره در میان خواندن احساس می‌کنیم این‌ها با مقالاتی که قبلا خوانده‌ایم پیوند دارد، بعد کمی بیشتر فکر می‌کنیم و یادمان می‌آید دوستمان هفته‌ی گذشته در همین باره صحبت می‌کرد، و کم کم کلماتش یادمان می‌آید و حالا دستمان دنبال قلمی می‌گردد تا همه را روی کاغذ خالی کند.

پس نوشتن آتش است.