Menu
نویسنده مطلب : فاطمه محمدی

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تصمیم گیری


سلام

تصمیم نادرست من بر می گردد به چند سال پیش، که در شرکتی تازه شروع به فعالیت کردم. به نظرم اگر من امروز آن زمان در کنارم بود اینطور تصمیم من را تحلیل می کرد.

ببین تو تازه وارد کار شدی و به تنهایی نمی توانی مسئله را حل کنی. چرا از آقای x کمک نمی گیری تا بدون شتابزدگی و بدون غلبه هیجان، حداقل به موضوع فکر کنی. حداقل رفتار حساب شده تری نشان بده و جو را برای بقیه بد نکن. قرار نیست یه تصمیم ضربتی بگیری می تونی یک ماه به خودت و راه حل هایی که دوام داشته باشند فکر کنی اون موقع اگر جمع بندیت این بود که می خوای شرکت را ترک کنی طبیعتا بخشی از نگرانی هات در مورد ادامه دادن، کمتر می شود.

اگر منطقی و بدون بحث های بی فایده دلایل رفتنت را توضیح بدی هم وجه خودت را بین مدیر عامل و دیگران به عنوان کسی که تا آخرین زمان برای شرکت صادقانه دلسوزی کرد حفظ می کنی و هم نشان می دهی که تلاش کردی که پروژه به صورت علمی انجام شود.

هیچ وقت پل های پشت سرت را خراب نکن همه ما مجبور می شویم روزی از یکی از همان پل ها رد شویم. پس اگر فرض کنیم سه سال بعد تو را به عنوان کارشناس پروژه همین شرکت معرفی کردند احتمال اینکه کنار گذاشته بشی یا از تو بدگویی شود کمتر هست. اگر واقعا هدفت اصلاح روند انجام پروژه هست با توجه به تغییراتی که در پرسنل مدیریتی دارد اتفاق می افتد دو ماه دیگه زمان بده، شاید امیدوار بشی که با پشتوانه آدم های جدید اوضاع بهتر شود. این کار برای تو امتیازات خوبی دارد پس کمی توی ارزش هات تعدیل ایجاد کن و انعطاف پذیر باش. هزینه ها و امتیازاتی که با ترک اینجا و رفتن به جای دیگر را بدست می اوری را روی کاغذ بیار و بررسی کن. به هر حال تصمیم آخر با خودت هست.