Menu
نویسنده مطلب : طاهره خباری

مطلب مورد بحث:

ماجرای شام دُنگی


(۱) چقدر خوبه که با چنین گام‌های کوچکی بتونیم “تجربه‌ی رفاه و حس خوب را در جهان افزایش داد و دنیا رو به جای بهتری برای زندگی تبدیل کرد.”

(۲) در جمع دوستانه‌ای که دارم، همیشه روش سوم مورد استفاده قرار می‌گیره. واقعا حس خوبیه که یه عده از دوستانت رو به یک وعده غذایی مهمون کنی و یا دوستانت تو رو مهمون کنند. البته گاهی که فرصتش پیش بیاد دعوت کردن دوستانم به خونه و پختن غذا برای اونها حس دو چندان زیباتری رو برام به همراه داشته.

یک کار دیگه که من همیشه در انجامش پیش قدم هستم، دعوت دوستانم به رستوران و یا کافی شاپیه که به تازگی باز شده. اگر از چیزی که در جای جدید خوردیم، همگی راضی بودن، اون مکان برای دفعات دیگه، به لیستمون اضافه میشه و در غیر این صورت، لذت خوردن یک غذای دور همی برام بیشتر از هزینه‌ای که کردم بوده. از طرفی این هزینه رو اضافه می‌کنم به لیست هزینه‌های احمقانه‌ای که می‌تونم برای خودم داشته باشم :)

(۳) نمونه‌ای از صندوق قرض الحسنه‌ای که جواد گرامی گفته بودن، در جمع فامیلی ما هم وجود داره. حق عضویت هر نفر در این صندوق خانوادگی، (فعلا) هر ماه ۱۰ هزار تومنه و هر شخص می‌تونه دو برابر موجودیش از صندوق وام بگیره و بسته به توانایی بازپرداختش، اقساط ماهیانه مشخص میشه.

جالب اینه، هر بچه‌ای که در فامیل به دنیا میاد، یکی از اولین کارهایی که براش می‌کنن، باز کردن یک حساب در این صندوق هستش. مفیدترین کارکرد این صندوق برای فامیل ما، نزدیک‌تر شدن دل‌های اعضای فامیل به همدیگه و مرهم گذاشتن بر مشکلاتی که ممکنه روزی برای هر یک از ما پیش بیاد. به نظرم چنین صندوقی در ابعادی کوچک، در فامیل ما، باعث شده رفاه کل جمع، افزایش کاملا محسوسی پیدا کنه.