- usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : محمدرضا زمانی

مطلب مورد بحث:

تشخیص مسئله و تعریف مسئله | مسئله یابی گام اول حل مسئله است


سلام

*پاسخ تمرین*

می خواستم برای تمرین این درس، انتخاب رشته دانشگاهی را مثال بزنم (و به قول سجاد سلیمانی عزیز رفع تکلیف کنم)، اما با خودم گفتم شاید گفتن این مثال باعث شود اشتباه من را فرد دیگری تکرار نکند.

خلاصه ماجرا: مهندس با ما تماس گرفت و پیشنهاد اجرای سمیناری آموزشی تبلیــــــــغاتی در دانشگاه را به ما داد (ما برگزاری چند سمینار را در پرونده داریم و مهندس هم در جریان یکی از این سمینارها با ما آشنا شده بود). شرایط اینطور بود: حدود ۱۵ روز کاری فرصت داشتیم و مبلغ پیشنهادی مهندس، ۱٫۵ میلیون بود (کل پول را از شرکت اصلی میگرفت و اصرار داشت خودش ۱ ریال هم خرج نکند!) و ما در ازای قبول پروژه، متعهد می شدیم سالن ۳۰۰ نفری را با دانشجوهای رشته های مرتبط با موضوع سمینار پر کنیم. بعد از محاسبه ی هزینه هایی مثل هزینه اطلاع رسانی، ثبت نام، پذیرایی، سالن و … تصمیم گرفتیم در صورتی پروژه را قبول کنیم که دریافتی ما حداقل ۲٫۲ میلیون باشد.

در نهایت، پروژه به گروه دیگری داده شد و در سطحی بسیار معمولی (شاید حدود ۷۰-۶۰ نفر) برگزار شد.

۱٫ آیا این مسئله مربوط به من است؟ بله.

۲٫ آیا شرح درستی برای مسئله انتخاب کرده ام؟ نه! مسئله “برگزاری یک سمینار با بالاترین استاندارد ها در سالنی مملو از جمعیت” نبود، بلکه مسئله “برگزاری یک سمینار آبرومندانه با هزینه ۱٫۵ میلیون و در سالنی تا حد امکان پر” بود! (هر چند مهندس اولی را می خواست، اما با مبلغ پیشنهادی انجام آن عملا غیر ممکن بود و در نتیجه دومی تعریف بهتری از مسئله بوده)

۳٫ آیا مسئله را بیش از حد باز یا بیش از حد بسته تعریف نکرده ام؟ چرا! ما مسئله را خیلی باز تعریف کردیم (که تا حدی ناشی از اشتباه در تعریف عنوان مسئله بوده). ما فکر می کردیم برگزاری این رویداد، تمام فعالیت های ما در ماه آینده را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در حالی که بعدا فهمیدیم اصلا نیازی به این گستردگی نبوده (با توجه ۱٫۵ میلیون، منطقی هم نبوده!)

۴٫ آیا دقت دارم که دغدغه و تخصص خود را به مسئله تحمیل نکنم؟ در این مورد هم اشتباه کردیم! اتفاقا بدلیل اینکه تجربه ما در این زمینه نه کم بود و نه زیاد، کاملا مدل ذهنی و راه حل هایمان را به مسئله تحمیل می کردیم! مثلا: برای فروش بلیط (و اینکه مخاطب بجای ثبت نام رایگان، بلیطی – هر چند ارزان – را تهیه کند)، مکانیزم های خودمان را داشتیم که کاملا عالی و موثر، و البته هزینه بر بودند. بعد ها حس کردم وقتی این روش عملی نبود نباید روی آن تاکید می کردیم.

۵٫ آیا افق زمانی را درست انتخاب کرده ام؟ فکر میکنم ریشه خیلی از پشیمانی ها، کوتاه در نظر گرفتن افق زمانی باشد. اما در این مورد، ما افق زمانی را بیش از حد بلند می دیدیم!  ما با خود فکر می کردیم اگر یک کار متوسط در پرونده مان ثبت شود، در آینده برند گروه ما – مثلا در ۱۰ سال بعد – تاثیر منفی خواهد داشت! (ایده آل گرایی شدید!)