Menu
نویسنده مطلب : سکینه شفیعی نژاد

مطلب مورد بحث:

چالش نوشتن: در مورد خوبی‌ها و بدی‌های کلمات زائد


فرصت ها چون ابر در گذزند
این استعاره برگرفته از جمله زیبای امام علی (ع) است که فرموده اند ” ترس با نا امیدی مقرون است کم رویی با محرومیت همراه، فرصتها همچون ابر در گذرند پس فرصتهای نیک را غنیمت شمارید“نهج البلاغه حکمت ۲۱٫
 
همه ما کما بیش این توصیه را از پیامبران، دانشمندان،بزرگان،معلمان و یا اولیاء خود شنیده ایم که  گفته اند قدر فرصت های زندگی را بدانید و از تمام لحظاتتان بهره ببرید. اما به خاطرم ندارم که برای موضوع به این مهمی چه من و چه دیگران در مدرسه، دانشگاه و یا خانواده، آموزشی دیده باشیم.

در دنیای امروزی که در محاصره انبوه اطلاعات، تکنولوژی های جدید، نوسانات اقتصادی، نا آرامی های سیاسی، بازارهای بی ثبات قرار گرفتیم و تصویر روشنی از آینده نداریم، چگونه می توانیم با اضطراب و سردرگمی ناشی از آن، از فرصتها بهره برده و اهدف بلند مدتی برای خودمان در نظر بگیریم؟

با کمک این استعاره و مقایسه شباهتها و تحلیل و بررسی آنها می توان ضمن شناسایی عوامل از دست رفتن فرصت در زندگی، به مواردی اشاره داشت که به ما کمک می کنند تا از تک تک لحظاتمان به نحو شایسته و درستی استفاده کنیم.
این استعاره مرا یاد خاطرات کودکیم انداخت که فکر می کردم ابرها در آسمان ثابت اند و حرکت نمی کنند.کمی که بزرگتر شدم به خاطر کنجکاوی و یافتن پاسخ سوالاتم ساعتها به آسمان نگاه می کردم و از خودم می پرسیدم، انتهای آسمان کجاست؟ فاصله من تا ماه و ستاره چقدر است؟ چطور می توانم آنها را با دست بگیرم؟ آیا ابرها نرم هستند و می توان آنها را گرفت و آیا می شود سوار آنها شد؟ و دهها سوال دیگر.
اما در این بین، زمانی متوجه حرکت ابرها شدم که ابر مورد علاقه ام  تغییر مکان داده بود و من در امتداد حرکت ابر به تعقیب آن می پرداختم تا ببینم به کجا می روند و خانه شان کجاست.
 
و اما مواردی از شباهتهای این استعاره: 
 
– همانطور که ابرها در آسمان ماندگار نیستند و می گذرند. زمان و فرصتهای زندگی نیز بطور نامحسوسی در حال گذر هستند و ما متوجه آن نیستیم.
ازجمله مواردی که باعث از دست رفتن فرصت در زندگی می شود و در جمله ابتدایی هم گفته شده، نا امیدی، کم رویی، نگران آینده بودن، افسوس گذشته خوردن، خیالبافی کردن، هدف نداشتن، بی اراده بودن، بی صبر بودن، اهمال کاری، کمال طلبی، عدم ریسک پذیری، داشتن افکار منفی و تمرکز بر روی نداشتن ها و نتوانستن هاست که باعث می شود ما فرصت اکنون و درک لحظه را از دست بدهیم.
– همانطور که ابرها هنگام گذر از آسمان از شکلی به شکل دیگر در می آیند و ثابت نیستند،فرصت ها نیز در طول زندگی ثابت نیستند و تغییر می کنند.
در هریک از دوره های زندگی ( کودکی، نوجوانی، جوانی و پیری )، جسم ما، قوای فیزیکی و فکری ما نیز تغییر می کنند. بسیاری از فرصتها در این مقاطع هست که اگر از آنها استفاده نکنیم در هیچ زمان دیگری نمی توانیم آن را بدست آوریم.
– همانطور که ابرها موهبت الهی هستند و رایگان در اختیار ما قرار دارند فرصتهای زندگی مثل فرصت عمر، سلامتی، جوانی، شب های قدر، ماه رمضان و… از فرصتهایی هستند که به رایگان در اختیارمان قرار گرفته اند و باید سپاس گذار آن باشیم.
– همانطور که گاهی با نامتعادل شدن هوا و باد شدید، سیل و طوفان می آید و خرابی به بار می آورد، استفاده نادرست از فرصتهای زندگی می تواند زندگی ما را دگرگون و یا به مخاطره بیاندازد. مثل کم فروشی، قاچاق، نزول، رشوه، دزدی، اعتیاد و …
– همچنانکه در فصول پربارش ( بهار، پاییز، زمستان ) اگر مدتها هوا ابری باشد و باران و برف نبارد، ناراحت می شویم از دست دادن فرصتها نیز ما را اندوهگین و ناراحت می کند. مثلا وقتی که بینیم فرصت جوانی از دست رفته و ما هیچ دست آوردی از آن نداشته ایم.
 
حال با دانستن این موضوع می توان به مواردی اشاره داشت که به ما در تصمیم گیری بهتر و بهره گیری از فرصتهای زندگی یاری میرساند.
 
– بنظرم اولین کاری که می تواند در این زمینه به ما کمک کند خود شناسی است با شناخت توانمندیها ، استعدادها و خلق و خو، می توانیم در مسیر درست زندگی قرار بگیریم و از هزینه های فرصت بکاهیم. مطمئنا بدون شناخت نقاط قوت و ضعف نمی توان از این فرصتها سود چندانی برد.
– هدف گذاری، برنامه ریزی و مدیریت زمان هم از مواردی هستند که به ما کمک می کنند از فرصتهای ارزشمند زندگی نهایت بهره را ببریم . هدف به ما انگیزه می دهد و موجب تحرک ما می شود، برنامه ریزی باعث سهولت در کار و مدیریت زمان هم کمک می کند تا ما در حداقل زمان به نتیجه مطلوب برسیم.
– مهارت آموزی و کسب دانش نیز می تواند به ما کمک کند با تجربه تر و متخصص تر شویم، بیشتر بیاموزیم و تجربه کنیم و خودمان را ارتقا ببخشیم تا انسان مفیدتری برای جامعه مان باشیم. همان ابر باران زایی که نه تنها زمین را سیراب می کند بلکه هوا را نیز لطیف می کند.
– صبر و استقامت هم از مواردی است که موجب می شود کارها را به سر انجام برسد . افرادی که صبور نیستند و از شکست ها و سختی ها می هراسند هرگز نمی توانند از فزصتهای خوب زندگی استفاده کنند.
– مورد آخری که به ذهنم می رسد ریسک پذیری است. اینکه از ابهام نترسیم و به توانایی هایمان اطمینان داشته باشیم، خطر کنیم و از حوزه امن خود خارج شویم. در اینصورت است که می توانیم بگویم که از فرصت های زندگی استفاده کرده و از خودمان رضایت داریم.
 
نکته قابل توجه اینکه آگاه باشیم مرز باریکی بین فرصت سوزی و استفاده درست از فرصت وجود دارد. بسیاری از مواقع  به گمان یادگیری علم و استفاده از فرصت،مشغول فرصت سوزی در زندگی هستیم.
همان افرادی که دائم در حال یادگیری و کسب علم هستند ولی هیچگاه آن را عملی نمی کنند. اینها توهم استفاده از فرصتهای زندگی را دارند در حالی که زندگی بدون اقدام و عمل پوچ و بی معنی می باشد. 

از آنجائیکه بیشتر ما انسانها می خواهیم در هر کاری، همان اول نتیجه بگیریم و از نتیجه نگرفتن کارهایمان واهمه داریم، معمولا دست به اقدام نمی زنیم.

همان کاری که من در مقطعی از زندگیم انجام دادم. با اینکه در مورد کاری که می خواستم انجام بدهم، مدتها درباره اش خوانده بودم و تحقیق کرده بودم باز نمی توانستم کارم را عملی کنم. بنابراین برای اینکه آسوده باشم با خود فریبی، خودم را مشغول یادگیری موضوعات مرتبط و غیر مرتبط می کردم و با خودم می گفتم، تو داری از فرصت های زندگیت در راه کسب علم و آگاهی استفاده می کنی و همین توهم باعث شد که چندین سال از بهترین فرصتهای زندگیم غافل باشم. این بلا تکلیفی می تواند فکر و ذهن ما را مستهلک کند و باعث فرصت سوزی در زندگیمان شود.
 
در پایان امیدوارم با خواندن این مطلب به درک بهتری از فرصت ها، و اینکه چه عواملی باعث هدر رفتن فرصت ها در زندگی می شود؟ و چگونه می توان  از آن به بهترین نحو استفاده کرد؟ رسیده باشیم.