Menu
نویسنده مطلب : سارررا

مطلب مورد بحث:

درباره دوستی: آیا هنوز باید با او دوست بمانم؟


من توصیه ای ندارم ولی همین تجربه ها رو داشتم دقیقا . چیزی که برای من پیش اومد این بود که واقعا از سنگ صبور بودن و شنونده خوب بودن خسته شدم و احساس کردم روح من داره تبدیل به مکانی برای تخلیه زباله های فکری دیگران میشه در حالی که به خودم هیچ حس خوبی منتقل نمیشه. اصلا من راضی بودم حس خوب بهم منتقل نشه ولی حداقل حس منفی هم نیاد.

من حتی دوستی داشتم که خیلی خوب و مثبت بود. یهو به تو کلی انرژی میداد و با هم تصمیماتی می گرفتید و قرارهایی …. که به وقت عملی شدن تقریبا تحرکی نداشت و فقط مثبت بالقوه بود! این باعث می شد که من بشم توپی  که هی پرباد و هی خالی شم :|

خلاصه به این نتیجه رسیدم که با این آدمها باید با حفظ یک فاصله همیشگی دوستی کرد (شاید دوری و دوستی). روابطم رو کم کردم و ترجیح دادم انرژی مثبتی که لازم دارم بیشتر از کتاب ها و چیزهایی که بیشتر از دوستانم باور دارم بگیرم و البته گاهی هم از دوستان حالی بپرسم.

اگرچه متاسفانه «ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی» ولی خب «همنشین تو از تو به باید، تا تو را عقل و دین بیفزاید» دیگه …