Menu
نویسنده مطلب : نریمان درافشان

مطلب مورد بحث:

کار تیمی و نقش جستجوگر منابع


این نقشی هست که من هیچ وقت دوست نداشتم بر عهده‌ش بگیرم. نیازمند مقدار بسیار زیادی تعامل با افراد خیلی زیاد، مردم‌داری و چانه‌‌زنی هست که در این موارد رو اصلا نقطهٔ قوتم نمی‌دونم و اوقاتی که به اجبار چنین نقشی داشتم، انرژی بسیار زیادی ازم کشیده.
 
متاسفانه در پروژه‌های گروهی‌ای که شرکت داشتم، هر کسی در زمینهٔ تخصصی خودش (برق و مکانیک و …) تا حدی کارهای این نقش رو هم عهده‌دار بود ولی قسمتی از کارها که جنبهٔ عمومی‌تر داشتند روی زمین می‌موند تا کسی با اکراه اون رو بر عهده بگیره و کسی هم اگر به خروجی کار اعتراض می‌کرد، ماجرای «گر تو بهتر می‌زنی بستان بزن» پیش می‌اومد. خیلی اوقات اعضای تیم توقع داشتند که سرپرست تیم این نقش رو هم بر عهده بگیرد تا اونها فقط درگیر بخش‌های طراحی و برنامه‌نویسی باشند :(

مسئول تدارکات جایی که پاره‌وقت کار میکنم، یکی از بهترین نمونه‌هایی هست که از این نقش دیده‌ام. فردی که آنقدر حفظش برای شرکت ارزشمند بوده که حاضر به پرداخت هزینهٔ فیزیوتراپیش هم باشند تا از دستش ندهند.
به نظرم برنامهٔ زمانی این افراد شدیدا در معرض به هم ریختن هر روزه هست و تاثیر نامطلوبی بر کارآمدی و روحیهٔ افراد می‌گذاره. شاید اگر اعضای تیم بر سر تعیین اولویت‌ نیازها توافق کنند، این مشکل کمتر شود و این افراد بتوانند حداقل برنامهٔ هفتگی‌ای را به صورت حدودی برای خود داشته باشند.

از طرف دیگر، یکی از بدترین‌ نمونه‌هایی که دیده‌ام افرادی هستند که  تصمیم‌گیری‌هایشان تنها بر اساس ارزان‌ترین گزینهٔ ممکن است. این افراد شاید به عنوان مسئول تدارکات یک سازمان بزرگ، موجب صرفه‌جویی شوند (به قیمت نارضایتی کارکنان)؛ اما احتمالا فعالیتشان در گروه کوچک به نتیجهٔ مد نظر اعضا منجر نمی‌شود و اصطکاک پیش می‌آید (باید دائما تصمیم‌هایشان زیر نظر ارزیاب (و حتی ایده‌پرداز) قرار بگیرد)