Menu
نویسنده مطلب : فاطمه زارع

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس استعدادیابی مقدماتی


درک سریع مسائل مختلف سبب شد تا از کودکی به عنوان فردی باهوش در میان دوستان و آشنایان مطرح شوم. قبولی در راهنمایی و دبیرستان تیزهوشان مهر تاییدی شد بر تمام گفته های گذشته. گرچه در میان جمع همکلاسی هایم از میانه کلاس بالاتر بودم، اما هرگز به معنای واقعی معنای باهوش بودن را درک نکردم. بسیار ضعف ها بود که مدام با آنها رو به رو می شدم، اما هرگز راه حل درستی برای برطرف کردن آنها یا بهبودشان پیدا نمی کردم. از طرف دیگر شرایط محیطی نیز به امکان قرار گیری در معرض متغیرهای گوناگون را اجازه نمی داد تا خود بتوانم با آزمون و خطا پاسخ درستی برای سوال های گوناگونم بیابم و همواره در دو فاصله بسیار توانمند بودن و بسیار ناتوان بودن متحیر بودم. این تحیر برای من چیزی جز ترس و کاهش اعتماد به نفس به ارمغان نیاورد. متمم برای من ساحلی شد که با قدم گذاشتن در آن توانستم ایده های جدید بسیاری با قالبی مناسب و قابل درک، برای یافتن پاسخ های درست به سوالات بسیارم، بیابم.
در این درس، یافتن ایده های جالب از مفاهیم مطرح شده، اعم از تعریف استعداد و نحوه ی دسته بندی آن و نیز مستقل بودنش از معنای شغل، هر کدام لحظه های لذت بخشی را برایم خلق کرد و بسیار مشتاق تر برای مطالبی که در مرحله استعدادیابی پیشرفته مطرح شده است.
به جرات می توانم بگویم استعداد تحلیلی قویترین استعداد من می باشد و حال درک می کنم که منظور از باهوش بودن از دید دیگران تنها همین یک استعداد من است. گرچه برای اثربخش تر شدن هر چیز، تمرین و ممارست از اصلی ترین پایه ها است، اما کنجکاوی همیشگی برای درک جزئیات مختلف و به چالش کشاندن چگونگی ارتباط میان المان های مختلف از لذت بخش ترین سرگرمی های من می باشد. بسیار پیش آمده که در جمعی بوده ام که گوینده موضوعی را مطرح کرده و شنوندگان نتوانسته اند ارتباط میان موضوع مطرح شده را با صحبت های پیشین بیابند و من نقش حد واسطی را پیدا کرده ام که ارتباط میان موضوعات را بیان کرده و مخاطبان را با گوینده همگام کرده ام. این توانایی سبب شده است که بتوانم در زمان های کوتاه گزارش کاملی را در مورد موضوعی – با در نظر گرفتن جزئیات مختلف و پیوند دادن منظم آنها – در سمت های شغلی مختلفی که تجربه کرده ام ارائه دهم. 
توانمندی استقراء را از سالیان پیش به شکل ملموسی درک کرده ام، اما هرگز به مخیله ام خطور نمی کرد که زمانی به عنوان یک استعداد با آن رو به رو خواهم شد. از همان زمان که به این نتیجه رسیده بودم که می توان از مفاهیم، توالی و ساختار یک موضوع در جنبه های مختلف و گوناگون در زندگی اجتماعی و درک سایر موضوعاتی که تجربه ایی در آن ندارم استفاده کرد. به صورت عملی نیز بسیاری از مفاهیم درس های مختلف دانشگاهی را برای درک بهتر روابط اجتماعی، عالم معنوی و محیط پیرامون خود مورد استفاده قرار داده ام و به نتایج زیبا و قابل تعمقی دست پیدا کردم.
تسلط بر انگشتان را با میل وافر به یادگیری تایپ ده انگشتی از دوران راهنمایی و کار با تمام میل های بافتنی و لذت بی پایان گره زدن بر روی دار قالی درک کرده ام.
 سیلوگرام استعدادی است که به صورت نسبی در میانه قرار می گیرد. وقتی این استعداد را بهتر درک کردم، که همکلاسیم در کلاس زبان آلمانی به خوبی لغات را به خاطر می آورد در حالیکه که من تنها می توانستم بگویم اینها برایم آشنا هستند. در هر دو زبان انگلیسی و آلمانی به کارگیری لغات برایم به عنوان یک معضل مطرح شدند و همواره به دنبال راه حلی برای افزایش مهارت و سرعت خود بوده ام. 
استعداد نگاه به جلو، استعدادی است که شاید در آینده بتوانم درک درست تری نسبت به آن داشته باشم. مدتی هست که دریافته ام برای بهره وری بیشتر تنها راهکار برای من آن است که کارهای بزرگ را به وظایف بسیار کوچک خرد کنم، مانند آنچه که در درس گفته شده است. اما از آنجا که تا چندی پیش بسیار آشفته بودم به گونه ایی که توان برنامه ریزی درست از من سلب شده بود، نمی توانم تصمیم بگیرم که آیا تنها ضعف در این استعداد است یا ضعف در برنامه ریزی نیز مزید علت بوده است.
ایده پردازی استعدادی است که به نظرم به خاطر ضعف هایم از طرف خودم سرکوب شده است. از ترس خوب نبودن، در بسیاری از مواقع ایده هایم را کشته ام. اکنون که در سیر ساختن هستم، بسیار امیدوارم که بتوانم این استعداد را با غلبه بر ترس هایم دوباره به کار بگیرم.
به نظر می رسد استعداد تشخیص و تفکیک رنگ ها در حد میانه به سمت بالا باشد اما در مقابل موسیقی و تشخیص صدا، حافظه برای طراحی و تجسم فضایی استعدادهایی هستند که در حد میانه به سمت پایین قرار می گیرند. تمامی این استعدادها، استعداهایی هستند که به شکل مستق مورد ارزیابی قرار نگرفته اند، گاه خوب و گاه بد بوده ام. اینها استعدادهایی هستند که باید بیشتر مورد ارزیابی قرار بگیرند.
خواندن سریع و کار با اعداد بدون شک در پایین ترین رده ها قرار می گیرند. آرزوی اینکه بتوانم شماره ها را به راحتی حفظ کنم و تمام رنجی که برای سریع به نتیجه رساندن مطالعه یک متن، با تجربه راهکارهای مختلف برده ام، گواه این مدعا هستند.