Menu
نویسنده مطلب : محمدرضا زمانی

مطلب مورد بحث:

پیشرفت شغلی و بازی با عنوان‌ها در تردمیل شرکت


سلام

* ۲ نکته‌ی زیر به ذهنم می‌رسه:

۱- نکته‌ای که در لابلای حرف‌های بچه‌ها دیدم و دن اریلی هم تلویحا اشاره کرده، این هست که اگر سعی کنیم رضایت رو در درون خودمون پیدا کنیم (و نه وابسته عناوینی که از بیرون برای ما در نظر می‌گیرند)، احتمالا در نهایت رضایت بیشتری رو تجربه خواهیم کرد (چیزی شبیه داشتن مرکز کنترل درونی). (در این باره کامنت هما رو دوست داشتم +)

۲- با خوندن این درس، یاد خاطره‌ی چند هفته پیش افتادم؛ که با پدرم به نمایشگاه لوازم خانگی رفته بودیم.

حین بازدید، غرفه‌ی شرکتی را دیدم که می‌خواستم با مدیر فروش آن آشنا شویم تا شاید در آینده با هم همکاری داشته باشیم. (شرکت مذکور، یک شرکت نسبتا کوچک بازرگانی است که محصولی خاص را وارد کرده و در کشور توزیع می‌کند.)

چون اولین قدم آشنایی رو دانستن اسم فرد مورد نظر می‌دانم، کارت ویزیت‌های جلوی غرفه رو بررسی کردم تا اسم مدیر فروش را بدانم. کارت ویزیتی پیدا کردم که روی آن نوشته بود: مدیر فروش، آقای X. کمی آنطرف تر، کارت دیگری بود: مدیر فروش، آقای Y. و همینطور کارت دیگری: مدیر فروش، آقای Z … با تعجب از آقایی که در آنجا ایستاده بود پرسیدم که مدیر فروش آقای X هستند؟ گفت بله. گفتم پس آقای Y؟ گفت ایشون هم مدیر فروش هستند. گفتم مگر می‌شود؟ گفت بله، شرکت ما چند مدیر فروش دارد.

کمی بعد تر متوجه شدم که گویا عناوین کارشناسان فروش مناطق مختلف رو (دقیقا با همان مسئولیت‌ و وظایف کارشناس فروش) به مدیر فروش ارتقا داده‌اند!

* با خواندن این درس، به این نکته فکر می‌کردم که این نحوه‌ی انگیزه‌بخشی، چقدر کارایی دارد و آیا می‌تواند در طولانی مدت، رضایت را در کارکنان بالا ببرد؟ یا اینکه ممکن است کارشناسی که اسما مدیر شده (اما هیچ کارمندی زیر دستش نیست و هیچ اختیار و قدرتی از مدیریت ندارد) به تدریج انگیزه سابق را هم نداشته باشد؟