Menu
نویسنده مطلب : علی رسولی*

مطلب مورد بحث:

چرا به سراغ بخش بندی بازار میرویم؟


در پروژه درس ارزش آفرینی من به شرکت “آموزش، مشاوره و پیاده سازی مهندسی سیستم ها” اشاره کردم. شرکتی که به کسب و کارها کمک می کند که “سیستم بسازند”. حال این سیستم ممکن است فرآیندهای خود کسب و کار باشد و یا یک محصول یا خدمات پیچیده ای که میخواهد عرضه کند.

شرکت ها را می توان به چهار دسته تقسیم بندی کرد:

۱- استارتاپ ها: که کمتر از سه سال از آغاز فعالیت آن ها می گذرد، دارای تیم های ۲ تا ۱۰ نفره هستند و پروژه های آن ها معمولا کمتر از ۶ ماه طول می کشد.

۲- شرکت های کوچک: شرکت هایی که کمتر از ۲۰ نفر کارمند دارند.

۳- شرکت های متوسط: شرکت هایی که ۲۰ الی ۱۰۰ نفر کارمند دارند.

۴- شرکت های بزرگ: شرکت هایی که ۱۰۰ الی ۱۰۰۰ نفر کارمند دارند.
***
حال برای نفوذ به بازار می توان از استارتاپ ها شروع به کار کرد،
استارتاپ ها می خواهند که از اول همه کارها را اصولی انجام دهند تا در اثر رشد سریع دچار مشکل نشوند. پس خدمات ارائه شده باید ناظر به آینده آن ها باشد یا همزمان با رشد استارتاپ، و بصورت مرحله به مرحله تغییر شکل دهند. بعنوان مثال اول کارهای پروژه و برنامه ریزی بصورت شفاهی انجام می شود، بعد از چند ماه روی کاغذ ثبت می شود، سپس روی یک فایل اکسل در گوگل درایو و چند ماه بعد از یک نرم افزار مخصوص این کار استفاده می شود.
استارتاپ ها یک تیم چند نفره هستند که مسئولیت ها و وظایف آنچنان شفاف نیستند. از طرف دیگر دغدغه چابک بودن دارند. این یعنی خدمات و راه حل های ارائه شده نیز باید به افزایش سرعت و چابکی آن ها کمک کند و از راه حل های کند و بوروکراتیک و غیرمنعطف فاصله بگیرد.
از طرف دیگر استارتاپ ها از نظر مالی محدودیت هایی دارند، لذا باید کاهش هزینه خدمات، روش های پرداخت مرحله ای (مرحله به مرحله با رشد استارتاپ خدمات مهندسی سیستم ها ارائه و هزینه ها اخذ می شود)، پرداخت قسطی یا دریافت سهام استارتاپ را بررسی کرد.
منظورم از توضیحات بالا این بود که میتوانیم خدمات خودمان را بصورت اختصاصی برای گروه خاصی از مشتریان (استارتاپ ها) طراحی و سفارشی کنیم و مستقیما نیازها و دغدغه های آن ها را پوشش دهیم تا به سرعت در این بخش بازار نفوذ کنیم.