Menu
نویسنده مطلب : علیرضا هاشم‌آذر

مطلب مورد بحث:

تعهد نود و هشت درصدی مستهلک‌کننده است


از آنجایی که فضای متمم، اساسا بر کسب و کار و مدیریت استوار است و حتی غالب دروس توسعه مهارت‌های فردی نیز در همین راستا طراحی شده‌اند، پر واضح است که تعهد کامل و بی کم و کاست در زمینه کسب و کار تا چه حد می‌تواند ضامن موفقیت فرد در مسیر پیش رو باشد. (البته ذکر این نکته که هیچ چیزی آنقدر عام نیست که بتواند در هر شرایطی درست باشد، خالی از لطف نیست)

اما اگر از منظر زندگی شخصی در بطن جامعه به این منطق نگاه کنیم، شاید گاهی منطق ۹۸ درصدی، بر نوع صد درصدی‌اش مزیت‌هایی داشته باشد! در واقع، بحث بر سر افتادن در تله‌ی دُگماتیسم و یُبس بودن عقیده است! چرا که این ۱۰۰ درصدی بودن گاهی از حوزه‌ی عمل فرا تر رفته و در وادی اندیشه نیز وارد می‌شود؛ نتیجه آنکه فرد ۹۸ درصدی، با احتمال بیشتری ممکن است دست از رفتارها یا افکار اشتباه خود بکشد در حالی که تعهد کامل به آنچه بدان اعتقاد داریم یا انجامش می‌دهیم، گاهی ویرانگر است.

نکته‌ی دیگر، جهان‌شمول‌نبودن جملاتی است که می‌شنویم! مدل ذهنی و سوگیری اولیه غالب افرادی که با چنین جملاتی مواجه می‌شوند- به سبب شکست‌هایی که بخش لاینفک زندگی ما انسان‌هاست- ناخودآگاه، انگشت اتهام را به سوی عدم تعهد به اجرای برنامه‌مان می‌گیرد! حال آنکه گاهی رخدادهایی غیرمنتظره که خارج از دایره کنترل ماست، مسبب اصلی شکست ما هستند! این مسئله، به هیچ عنوان به معنای سلب مسئولیت شکست از گرده خودمان نیست؛ بلکه صرفا دلیلی است بر جهان‌شمول‌نبودن جملات ارزشمند این‌چنینی در بعضی از شرایط!