Menu
نویسنده مطلب : علی نقوی

مطلب مورد بحث:

آن‌کس که راه حل مسئله را می‌دانست، عاشق مسئله شده است


با همه احترامی که برای سیستمی فکر کردن و عمل کردن دارم
اما تجربه کاری ام یک سری چیز ها بهم فهمونده که مثلا در یک سازمان یا شرکتی که فرهنگ غیر سیستمی داره اگه بخوای سیستمی عمل کنی خودت میشی همون عنصر مزاحم یا چرخ دنده خراب مگه اینکه اینقدر صبر کنی تا سازمان به مشکل بخوره و به بن بست برسه تا در آخر کار به راه حل تو مراجعه کنن به عبارت دیگه در یک سیستم بی نظم، منظم بودن خودش بزرگترین بی نظمیه!
حالا اگه این وقعیت رو قبول کنی سعی می کنی در یک سیستم بی نظم همیشه بی نظمی رو حفظ کنی تا تو هم به عنوان یکی از عوامل بی نظمی بقا داشته باشی