Menu
نویسنده مطلب : لیلا سهیلی آزاد

مطلب مورد بحث:

تا چه حد می‌توانید انتزاعی و مجرد فکر کنید؟


۱٫چه مصداق‌های سازنده یا مخربی از تحلیل‌ های انتزاعی یا درک انتزاعی در ذهن دارید؟
همانطور که در درس هم به مدلهای شخصیتی به عنوان نمونه هایی از تحلیل انتزاعی اشاره شده بود خیلی مواقع مدلها و نمودارهای ارائه شده در حوزه علوم انسانی درک انتزاعی خوبی از موضوعات به ما میدهند اما گاهی مصداق های نادرستی هم دارند. یک نمونه از تحلیل انتزاعی نادرست رو میشه در نمودار چرخ زندگی دید  که به قول محمدرضای عزیز در اینجا  اگرچه تحلیلی زیبا و دوست داشتنی است اما نادرست و دروغ است.
یک مصداق دیگر هم که از یکی از ایده های متمم به خاطرم هست اشتباهات در نقشه جغرافیا ست. مشخص شده نقشه جغرافیایی که سالها روی دیوار کلاسها بود و معیار اصلی ما در درک انتزاعی جغرافیای زمین، اشتباهات متعددی دارد.مثلا در این گزارش نشنال جئوگرافی گفته شده که آمریکای جنوب بر خلاف چیزی که در نقشه دیده میشه در شرق فلوریدا قرار گرفته نه جنوب آمریکای شمالی یا مثلا برزیل از ایالت متحده بزرگتره و تقریبا به بزرگی کاناداست اما در روی نقشه های موجود خلاف این دیده میشه.
۲٫ چه نمونه‌‌هایی از تحلیل‌ها یا افراد را می‌شناسید که تحلیل انتزاعی آن‌ها را قدرتمند و شاخص کرده است؟
به نظرم عرفا و حکما مثل مولانا یا شمس تبریزی 
 مثلا شمس در توصیف ناتوانی درک معرفتش برای مردم عادی میگوید:
آن خطاط؛ سه گونه خط نوشتی :
–         یکی او خواندی ، لاغیر!
–         یکی را، هم او خواندی، هم غیر!
–         یکی، نه او خواندی، نه غیر او!
–         آن خط سوم منم(شمس)!…
 از کتاب خط سوم دکتر صاحب الزمانی
۳٫انتزاع کجا می‌تواند به یک دام برای توسعه مدل ذهنی ما تبدیل شود؟
هر وقت فراموش کنیم انتزاع ذاتش فاصله گرفتن و دور شدن از مفهوم کل است و نمیتواند یا نخواسته تمام آنچه که هست را نشان بدهد.