Menu
نویسنده مطلب : نیما ظهیریان

مطلب مورد بحث:

تابلوی تردید (گفتگو درباره کارتون)


کارتون دوم : حکایت و تصویری آشکار ازخانه های امروزمان است که همه زیر یک سقف ولی دور از هم هستیم و این دور از هم شدن به سبب تکنولوژی به نظر و باور من در کشور ما شدت و حدتش بیش از سایر نقاط جهان است که دلیل عمده آن نبودن مدیریت شادی و اوقات فراغت در کشورمان می باشد. این باعث شده است که حتی در مسافرتها هم به جای اینکه بیشتر ببینیم و لذت ببریم به فکر استوری و پست اینستاگرام باشیم و حال را از دست بدهیم .

کارتون سوم : کم کردن زحمت شکارچی وراهی برای کمتر درد کشیدن !
تلخ بود این کارتون، فکر می کنم اگر در عالم واقع این امکان برای حیوانها وجود داشت و دست به چنین کاری می زدند باز هم انسان با ولع بیشتری دست به شکار می زد و دریغ از قدری شرمندگی و مهربانی و دور اندیشی در این حیوان دوپا!

کارتون چهارم: تفکر با طعم مدیا ، شوربختانه این تصویر جامعه امروزما هم هست که همه به نقل از تلگرام حرف می زنند و منبع موثق اخبار و دانسته های عمیق! علمی اشان کانالهای تلگرام است و با آب وتاب در مراودات روزمره شاهد این تفکر با طعم مدیا هستیم.

کارتون پنجم را دوست دارم چرخه شوم حماقت نام بگذارم . چون هر قدری فکر کردم که آن راننده کامیون احمق است دیدم آن کمک راننده از او هم احمق تر است که در جای خود می ماند تا خاک را برسرش بریزند .

و اما کارتون ششم که از همه بیشتر به دلم چسبید و زیر زبانم مزه داد چرا که مرا به یاد این شعر از شفیعی کدکنی انداخت گه :
گه ملحد و گه دهری و کافر باشد 
گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد 
باید بچشد عذاب تنهایی را 
مردی که ز عصر خود فراتر باشد