Menu
نویسنده مطلب : محمد ماهر

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس مدل ذهنی


پروژه من مدل ذهنی ام را از کسب و کار مورد بررسی قرار می دهد.

 

1. تعریف کلی مدل ذهنی من در مورد کسب و کار:

متمم بهانه ای شد تا برای یافتن مدل ذهنی ام از کسب و کار، رجوعی به سالهای دور زندگی ام تا کنون داشته باشم تا بتوانم تعریفی نزدیک تر به واقعیت ارائه دهم.

آنچه که به نظر می رسد، “کار” برای من عموماً در “حل یک مسئله” و “تولید/بهبود چیزها” خلاصه شده است. اما بهتر است برای توضیح بهتر، چگونگی ورود جدی من در حوزه کسب و کار را مختصرا شرح دهم.

ورود من به بازار کار-بیش از ۱۰ سال پیش- با علاقه ی من به گرافیک‌دیزاین شکل گرفت. رسالت این حرفه، ارائه ی بهترین راهکار بصری خلاقانه، بر اساس Brief و مسئله ی کارفرما، و در نهایت رساندن حداکثر نفع برای ذینفعان بود.

پس از آن سالها، و حرکت من از گرافیک‌دیزاین به مدیریت هنری، و بعدتر تغییر گرایشم به دیزاین واسط کاربری (UI) ، و تا به امروز که محقق تجربه کاربری (UX) و در حال یادگیری طراحی خدمات (Service Design) هستم، همواره دغدغه و اولویت اصلی ام در کار کردن را می توانم در تمایل شدید به کشف و حل مسائل و تلاش برای تاثیرگذاری در محیط اطراف و بهبود آن خلاصه کنم.

اگر بخواهم از دید نظریه مورد حمایت و نظریه مورد استفاده هم به موضوع نگاه کنم،
به نظر می رسد در این سالها همواره تحت همین مدل ذهنی رفتار کرده ام و کسب درآمد هرچند که به شدت برایم پراهمیت است، اما اولویت اول من در کسب و کار نبوده. من معمولا و در اکثر موارد، هرکجا که “کار” صرفا به معنای فعالیتهای روتینِ درامدزا بوده، در انجام آن دوام نیاورده ام و طفره رفته ام!

هرچند، حالا و این اواخر که داشته های مادی ام را از کار کردن تحت این مدل ذهنی ارزیابی می کنم، می بینم هرچند که رضایت از خویش و جایگاه خوب اجتماعی را برایم به ارمغان آورده، اما از دید مالی چندان برایم ایده آل نبوده و نتوانسته نیازهای رفاهی زندگی ام را تامین نماید. به همین خاطر این اواخر بالاجبار تغییراتی در این مدل ذهنی برایم ایجاد شده ( و یا بهتر است بگویم با تغییر مدل ذهنی پیشین، مدل ذهنی جدیدی برایم شکل گرفته) که این مدل جدید، در شرایطی حیاتی و در صورت تامین نشدن درامد کافی، به “کسب درامد” اولویت بالاتری نسبت به “ارزش آفرینی” می دهد.

 

2. بررسی مدل ذهنی من از طریق شاخصهای ارزیابی:

فراگیر بودن:
به نظر می رسد یکی از مهمترین دلایل پیشرفت علم، بهبود کسب و کارها و همچنین ایجاد کسب و کارهای جدید در جهان، مبتنی بر داشتن همین مدل ذهنی در بانیان آن است.
حداقل استثناء:
همانطور که اشاره شد، این مدل ذهنی تا مادامی که بتواند ضمن ایجاد ارزش، درامد کافی برای من به همراه داشته باشد، مدل مفیدیست، اما استثناء دقیقا وقتی رخ می دهد که تحت این مدل، نتوانم به درامد کافی برسم و وضعیت مالی اصطلاحاً “بحرانی” شود. و یا اهدافی در زندگی ام تعیین شوند که نتوان از طریق این مدل ذهنی به آنها دست یافت.
تکرارپذیری:
این مدل در طول سالیان گذشته بارها و بارها یاری رسان من بوده و تا هنوز نیز چنین است.
فرافرهنگی بودن:
همانطور که در شاخص فراگیر بودن اشاره شد، این نوع تفکر به کسب و کار در تمامی جهان و تمامی فرهنگ ها و جوامع مدل مفیدیست. اما اینکه جه میزان از خیل افرادی که چنین مدل ذهنی ای دارند حقیقتاً می توانند با بهره گیری از آن زندگی و رفاه بهتری برای خود ایجاد کنند، مجال دیگری برای صحبت می طلبد.

۳٫ مفهوم پردازی چند واژه:


وقتی از “کار” صحبت کردم، چنین مفهومی مد نظرم است:
کار، هر فعالیتی که به ازای دریافت مزد انجام می گیرد، که باعث می شود تغییر در ارزش کالا یا ارایه خدمتی بوجود آید، و ارزش آن در اثر فعالیت افزایش می یابد و جهت آن رسیدن به هدفی است.
 و زمانی هم که از ارزش آفرینی صحبت کردم، چنین تعریف خوبی از متمم را مد نظر داشتم (+)

 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟