Menu
نویسنده مطلب : سارا عشقی

مطلب مورد بحث:

دایره همدلی | ما با چه کسانی هم‌سرنوشت هستیم؟


در طول هفته علی رغم روال همیشگی روزی چند بار به متمم و وبلاگ آقای شعبانعلی سر میزدم ، بلکه مطلبی در مورد بحران پیش رو بخونم. سپاس
پاسخ به این پرسشها در فضای کامنت و دیدگاه کمی سخت است ولی سعی می کنم در خلاصه ترین شکل نظرم رو بیان کنم.
به نظرم نوع نگاه افراد به زندگی (جهان بینی فرد) و میزان آشنایی و بهره مندی افراد از دانش تفکر سیستمی در تعیین ابعاد دایره همدلی آنها موثر است، که خود تایید این توضیح است که دایره‌ همدلی همیشه به یک اندازه باقی نمی‌ماند و وعواملی مثل سن، تجربه، بحران‌های محیطی و … می توانند روی ابعاد آن تأثیر بگذارند.
همچنین میزان نگرش و شناخت ما نسبت به یک موضوع و محدوده سود و زیان آن نسبت به خودمان هم تا حدودی محدوده دایره همدلی مان را مشخص می کند.
در ضمن دایره همدلی در موضوعات متنوع ابعاد متنوعی هم خواهد داشت. گاهی فقط خودت، گاهی فقط خانواده و نزدیکان، گاهی یک همشهری یا همسایه و گاهی شاید ابعادی بزرگتر شامل همه موجودات زنده و حتی موجودات هنوز پا به این دنیا نگذاشته را می تواند شامل شود. مثلا به نظرم فعالان محیط زیست نگران کل محیط زندگی انسانها هستند . چون عواقب عدم نگهداری ان را نهایتا به انسان و خودشان مربوط می دانند.
در مورد خودم معمولا زمانی که بتونم کمکی چه مادی و چه غیر مادی به انسانی یا گروهی بکنم (خارج از اینکه از نزدیکان و دوستان باشه یا فردی که شناخت زیادی در موردش ندارم ) اینکارو انجام میدم. یعنی اینکه اولا در توان من باشه ( توانایی انجام اون کمک رو دارم) دوما بدونم کمکم می تونه تاثیر خوبی در او و شروعی برای حل مشکل فرد نیازمند داشته باشه. در غیر این صورت هر چند در ان زمان غمگین خواهم بود، اما فعالیتی برای کمک انجام نمیدهم، که شاید در ان زمان به بی عاطفگی هم متهم شوم. در نتیجه به نظر میرسد دایره همدلی می تواند بر پایه عاطفه و احساس و یا بر پایه استدلالات منطقی کوچکتر یا بزرگتر شود.
در محیط کسب و کار هم طبق درس رفتار سیاسی در سازمان” یک مدیر باید همیشه به خاطر داشته باشد که افراد سیاسی‌کار، حتی اگر کار شرکت را به خوبی پیش ببرند، هزینه‌ی جانبی سنگینی به مجموعه تحمیل می‌کنند. ” یکی از هزینه ها به نظرم کوچک شدن دایره همدلی در محیط کار است که به تفصیل در درس مذکور امده است.