رضا علی یاری - پروژه پایانی درس استعدادیابی مقدماتی usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : رضا علی یاری

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس استعدادیابی مقدماتی


باسلام و سپاس:
ـ استعداد تجسم فضایی و درک ساختار: در کودکی عاشق این بودم که وسایل برقی مانند رادیو را از هم جدا کرده و مجددا سرجایشان بگذارم. در یک مورد می خاستم رادیو ضبط خانه را تبدیل به واکمن نمایم که آخره سر فقط چند رادیو ضبط ناقص و خراب روی دست خانواده ماند. از این استعداد فقط پارک دوبل و چیدن صندوق عقب ماشین را به خوبی انجام می دهم. در انجام آزمایشات دیگر با شکست مواجه شدم. یا استعداد تجسم فضایی ندارم و یا آنرا پرورش نداده ام.
ـ توانمندی استقرا: پیدا کردن شباهتها و تعمیم دادن آن را می توانم به درستی انجام دهم. چه در اشکال و چه در کلمات. ولی در مورد بورس و بازار و سهام آن هیچ نوع استعدادی ندارم.
انسانهای لبریز از ایده: تا حدودی دارای این نوع استعداد هستم، می توانم در برخی موارد ایده های خوبی بدهم، و یا از ابزار و اجسام به نحوی دیگر غیر از کاربرد اصلی آن استفاده کنم. ولی چون در بخش دولتی مشغول به فعالیت هستم، نوع کارم نیز زیاد با ایده های جدید و نو سازگاری ندارد.
ـ توانایی خواندن سریع: آزمایش اعداد و کلمات را بخوبی میتوانم انجام دهم، ولی اصلا نمی توانم متون را با سرعت بخوانم و آنها را درک کنم. ولی در گذشته که حافظه تلفن ها نبود به راحتی شماره ها رو حفظ می کردم ولی در حال حاضر شماره نزدیکان خودم را هم فراموش میکنم.
ـ توانمندی در استدلال تحلیلی: از پس برنامه ریزی برای مهمانی و یا مراسم عروسی تا حدودی که قابل قبول است می توانم بر بیایم. جزوات بهم ریخته و بدون شماره صفحه خودم را می توانم مرتب کنم (همیشه منظم بودم و جزوات همیشه شماره صفحه داشت) و همیشه ترجیح می دهم از قبل مشخص کنم کدام کار (یا کلیپ) نسبت به دیگران ارجحیت دارد، قبل از ارائه ارجح بودن آنها را نسبت به هم مشخص می کنم.
ـ توانایی کار با اعداد: در قسمت کار با اعداد بسیار ضعیف هستم، در خیلی از مواقع حتما باید از ماشین حساب استفاده نمائیم. شماره تلفن ها اصلا در حافظه ام جای نمی گیرند. ولی بعضی از تست های هوش که اعداد در آن بکار رفته است را می توانم حل کنم.
ـ سیلوگرام: استعدادم در یادگیری زبان های دیگر اصلا خوب نیست، و همچنین اگر موضوعی و یا مطلبی را یاد گرفته ام و یا در کتابی خوانده ام را خیلی ناقص و بریده بریده می تواند برای دیگران تعریف کنم و یا آموزش دهم.
 ـ حافظه طراحی: به سادگی می توانم مکان و محلهای که بازدید کرده­ام را بر روی کاغذ بکشم. و همچنین کروکی خیابان های اطراف محل زندگی و یا محل کار را.
 ـ تشخیص و تفکیک رنگها: در تشخیص رنگهای اصلی و فرعی مشکلی ندارم و وقتی طیف های مختلف به هم نزدیک می شوند نیز تا حدودی می تواند تشخیص دهم. ولی این تشخیص و تفکیک رنگها را اصلا جزو استعدادهای خودم نمی دانم.
 ـ نگاه به جلو: برای رسیدن به هدفهای که خودم در آینده ترسیم می کنم می توانم لذت های کوتاه و آنی را نادیده بگیرم. (به شرطی که فقط فشار و تحمل بر عهده خودم باشد نه خانواده ام).
 ـ تسلط بر انگشتان: با ابزار آلات به راحتی می توانم کار کنم، و چون با صفحه بندی و تایپ کتاب و مجله سر و کار دارم از انگشتانم می توانم به خوبی استفاده کنم.
 ـ استعداد موسیقی و تشخیص صدا: این استعدادم تا حدودی هست که می توانم ترانه های که قبلا چندبار شنیده­ام را موقعی که فقط موسیقیش پخش می شود شعرش را تا حدودی بیاد بیاورم. و یا اگر از خواننده ای چند اثر شنیده باشم بعدا می توانم با گوش کردن به آثار دیگرش تشخیص بدهم که این کدام خواننده است و نامش چیست.