Menu
نویسنده مطلب : رضاابراهیم زاده پزشکی

مطلب مورد بحث:

مدیریت تعارض - تعریف تعارض چیست؟


من بچه اخر خانواده هستم. ۲ تا خواهر بزرگتر من رتبه های زیر ۱۰۰ منطقه بودند در تجربی و ریاضی تو سال های ۸۰ و ۸۳ و خانواده من فشار زیادی رو برای ورود من به ریاضی تو اون سالها می کردند. من شاگرد ممتازی بودم و تیزهوشان درس می خوندم. با این وجود علاقه من حوزه علوم انسانی بوده و است. ولی با اجبار ریاضی خوندم و رتبه زیر ۱۰۰۰ شدم و مهندس شدم. مهندسی صنایع رو انتخاب کردم که سال ۸۶ اینا هنوز رو بورس نبود چون فکر می کردم به حوزه انسانی نزدیک تره با مشاوره هایی که گرفتم. من و بابام همش باهم بحث داشتیم از اینکه من می گتم استعداد منو کور کردی و اون می گفت تو باعث شرمساری خانواده ای که رتبه خوبی کسب نکردی و رفتی صنایع. تو دانشگاه تلاش کردم رتبه اول بشم و دو رشته ای بخونم و از صنایع به مدیریت رفتم و پدرم منم کوچیک می کرد و جایی از من اسم نمی برد. اما انقدر موفق عمل کردم که تو دفاع ارشد MBA تو سالن ۳۰۰ نفری پر شده از دوستان و دانشجویان جلوی همه پا شد منو تشویق کرد. تعارض با پدرم باعث شد در دو مقطع شاگرد ممتار بشم و بدون کنکور ارشد و دکتری رو بخونم چون انگیزه داشتم بهشون اثبات کنم من موفق میشم و الان همه جا از من تعریف میکنه D: