Menu
نویسنده مطلب : مینا رهنما

مطلب مورد بحث:

آشنایی با کلمات و ظرافت‌های کلامی


حین جستجو برای کلمات مورد نظرم، نکته ای به ذهنم رسید. این که بعضی کلمات از ابتدا نباید در بعضی جاها استفاده می شد.

مثلا همین واژه پر کاربرد حقوق. اگه به این واژه دقیق تر بشیم می بینیم که یک فرد چقدر در حق خودش ظلم می کنه وقتی که میگه حقوق ماهیانه من فلان مبلغه. حقوق ماهیانه یک فرد می تونه شامل چیزهای معنوی باشه. نه فقط حق همسر و اولاد و غیره.

شاید بهتر بود از اول کلمه ای مثل ماهیانه یا سالیانه ی من از این شغل فلان مبلغه، وارد زبانمان می شد.

به هر حال با اینکه ممکنه خیلی پیش پا افتاده به نظر بیاد، ولی من کلمه های

تحصیل کرده

دانا

شعور

و با شعور

رو انتخاب کردم. شاید به نظر بیاد که تفاوت این کلمات با همدیگر واضح باشه. ولی توی محیط کاری که سال قبل برای خودم انتخاب کرده بودم، و به دلایلی که خارج از این بحثه، افراد تحصیل کرده در اونجا کم بودند، با جملاتی مثل: از تو که تحصیل کرده ای بعیده یا از تو که تحصیل کرده ای توقع می ره، زیاد شکنجه شدم.

به نظر من تحصیل کرده، کسی هست که ادامه تحصیل آکادمیک داده. نه بیشتر، نه کمتر.

دانا کسی هست که توجهش به اطرافش زیاد بوده و چیزهای زیادی رو از کانال های مختلف دریافت کرده و می دونه. اینطوریه که گاهی دیده ایم که سالخورده ترهای اطرافمون، علی رغم حتی نداشتن یک کلاس سواد، به دانایی شهرت دارند. و یا گاها به دشمنون یا کسی که ازش بدمون میاد این صفت رو که داناست، نسبت می دیم.

شعور هم چیزی هست که هر موجود زنده ای، چه یک انسان یا یک گربه یا حتی یک کاکتوس داره و به واسطه اون از محیط پیرامونش برداشتهاش رو انجام میده.

اما با شعور، فردی یا  حتی اون موجودی هست که، برداشت هاش (شعورش) از محیط پیرامونش، داناییش و یا حتی تحصیلش رو در عمل و زندگیش به کار می گیره. با توجه به تعریف های من، امکان داره یه گیاه بتونه از یه انسان با شعورتر باشه.